تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
417 / 3 سئوال سوم اين كه : مبداء بودن او يا به واسطهء اين است كه او وجود است ؛ در اين صورت بايد هر وجودى اين‌گونه باشد ، و يا به واسطهء اين است كه او وجود همراه با سلب است ، بنابر اين سلب جز و علت ثبوت است . 418 / 3 و اين به آن دليل است كه مبداء بودن او به اعتبار نسبت علمى فراگير او ؛ يعنى به اعتبار اين كه علم او به خودش و در خودش ؛ عين علم او به تمام موجودات است مىباشد . در حالى كه هر وجودى اين‌گونه نيست ، زيرا اين خاص حقيقت وجود - از آن جهت كه وجود است - مىباشد و لازم نمىآيد كه هر نسبتى از نسبتهاى آن اين‌گونه باشد ، و اگر به پذيريم كه مبداء بودن خاص خود وجود است ؛ باز لازم نمىآيد كه نسبتهايش اين چنين باشد . سپس ( گوييم : ) جايز است كه سلب ؛ شرط علت باشد نه جزء علت ؛ مانند اقتضاى حركت جسم طبيعى به سوى مركز خودش - به شرطى كه در آن نباشد - . 419 / 3 سئوال چهارم اين كه : افراد يك طبيعت به سبب تخلّف ( واپس ماندن ) اختلاف ندارند ، و وجود از آن جهت كه يك طبيعت است به واسطهء نياز و بىنيازى اختلاف ندارد . 420 / 3 اين بدان سبب است كه گفتيم بىنيازى او از جهت ذات و كمال اطلاق ( و تجرد ) او است ، و نياز از جانب نسبتهاى او و كمال اسماء وى است . سپس ( گوييم : ) آن هم افتقار و نياز شرط است نه نياز و افتقار علت ، و بارها گفته شد كه كلّ وجود ؛ اقتضا شدهء ذات اقدس او است - اقتضايى واحد - كه به حسب عدم نياز به شرط داراى اقسام گوناگون و متنوّع است ، و نياز به يك شرط و يا بيشتر بر سه‌گونه است كه حضرت شيخ قدس سره در رساله الهاديه اين‌گونه ثابت كرده . 421 / 3 اهل نظر جوابش را اين‌گونه داده‌اند : آنچه افرادش اختلاف ندارند طبيعت نوعى است نه هر طبيعتى ، و طبيعت وجود عرضى است ، ولى فرود آمدن افراد آن در طبيعت امتدادى جسمانى است ، و آن‌كه گويد طبيعت نوعى است سخن وى خالى از اشكال نيست ، ظاهرا اين كه طبيعت جنسى است نه نوعى ، و تشكيك در جواب : جايز بودن اختلاف مقتضيات طبيعى در مقام تشكيك ؛ گذشت .
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 182 | محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )