فصل پنجم
355 / 3 و به واسطهء تقيّد نداشتنش به زمان ، تمام لحظات و آنات نزد وى حاضراند ، و به واسطهء اين حاضر بودنشان آنچه هم كه در آنها است ( يعنى در ظرف آن لحظه و آن تحقق مىپذيرد ) نزد وى حاضراند ، پس تمامى موجودات با وجود و حالاتشان - كه نسبت به خودشان منقسم به سابق و حاضر و لاحق مىشوند - و همينطور نسبتهايى كه ما بين آنها است نزد او حاضراند ، لذا اگر در كلام و يا افعال الهى قيدى به زمان و يا مكان و يا حال اعتبار شده ، به اعتبار حال غير - يعنى مخاطبان - مىباشد .
فصل ششم
356 / 3 و به واسطهء اطلاقش - از جهت رحمت - تمام موجودات را فراگرفته است ، يعنى از جهت وجود و علم ، لذا وقوع آنچه كه مخالف علم او باشد امكان ندارد ، بنابر اين سرّ قدر و تابع بودن اراده مر علم او را درست است ، هم چنان كه قدرت ؛ اراده را - به واسطهء آشكار كردن آنچه را كه اراده معين كرده - تبعيت و پيروى دارد ، و از برخورد اين دو ؛ كلام و تأثير و ايجاد آشكار مىگردد « 1 » ، و اين تعيّن وجود است - به حسب هر نسبتى علمى - كه عبارت است از حقيقتى از حقايق ؛ به صورتى كه آن حقيقت آن را اقتضا مىنمايد ، و اين همان معنى سريان وجود ؛ و تخصّص و نشر و انبساط و رشّ ( به معنى پراكندگى ) وجود است ، و اين مطلق خلق و ايجاد است . اصولا ابداع و اختراع نه داراى ماده است و نه مدت ، جز آنكه
هامش
( 1 ) - اين همان كلام فعلى ظهورى در مقام فيض و تجلى فعلى است ، اما كلام ذاتى نفسى عبارت است از آشكار نمودن آنچه كه در غيب ذات او در حضرت اسماء و مقام و احديت ؛ كه تابع تجلى ذاتى علمى و حب ذاتى و ارادهء ذاتى است مىباشد ، بلكه از نظر تحقيق عرفانى و ذوق شهودى : خداوند متعال در مقام احديت متكلم است و تكلمش فيض اقدس و تجلى اعلاى ارفع مىباشد و مخاطب آن اسماء ذاتى در مرحلهء نخست ، و حضرت و احديت و اسماء و صفات در مرحلهء دوم مىباشند ، پس او در مقام و احديت متكلم است و تكلّمش تجلى به مقام اسم « الله » به وجه ظاهر آن است و مخاطب آن اعيان ثابته - يعنى نخست عين انسان كامل و سپس بقيه كه تابع آنند - مىباشند .