تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
بالا كشيد ، بالا مىكشند . و اين در سدرة المنتهى صورت مىگيرد . ولى اگر در اين اعمال مظالم و يا آن‌چه كه شايسته درگاه پروردگارى نيست باشد ؛ درهاى آسمان به سويش باز نمىشود و محل وصول آنها فلك اثير مىشود و سپس بدانها فرمان مىرسد و در سجين گذارده مىشود . . . . تا پايان سخنش . 194 / 3 از بيانات شيخ رضى الله عنه چنين مفهوم مىشود كه مراتب ادراك : حس است و سپس خيال و پس از آن ذكر و بعد فكر ، و اگر در رسالهء جندى فكر بر ذكر پيشى داده شده بدين جهت است كه فكر روشنى مىگيرد و منتهى به ذكر مىگردد تا حفظ نمايد ، و براى هر يك وجهى است ، پس حال كه قدس ( قداست و پاكى ) خاص آفريدگارش است و سپس عقل و پس از آن نفس ناطقه و بعد روح كه خليفهء ( حق ) است ، چرا شما در اينجا - به موافقت با تفسير فاتحه - اكتفا بر سه و يا چهار و جامع نموده‌ايد ؟ 195 / 3 گويم : براى اين كه مراد از بيان در اينجا مراتب ادراك است و آن به حسب حال ادراك كننده يا كلى است و يا جزئى ، و دوّمى يا به واسطه قوهء باطنى است كه خيالى مىباشد و يا به واسطهء قوهء ظاهرى است كه حسى مىباشد . و كلى عبارت است از نفسانى و روحانى و سرّى ، و از اين روى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير ؛ نفسانى ناميده و در مفتاح الغيب روحانى ؛ و امكان افزودن بر اين دو ؛ جز به واسطهء نسبت جمع آنها نيست . اما حفظ خاص قوهء ذاكره و تصرف ويژهء قوهء متفكره است و آن ادراك نبوده بلكه امر ديگرى است كه موقوف بر آن مىباشد . 196 / 3 و دلالت بر اين كه كلى را هرگاه عقل تجريدش نمايد عين نفسانى و آن‌چه كه بالاتر از آن است مىباشد بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسيره آورده و آن اين كه : حق متعال چون خواست امرى به انسانى به توسط انسان ديگرى و يا غير انسان - ولى از اين مراتب - برساند ؛ آن امر را از مقام علمى تنزل معنوى - نه انتقال - مىدهد و بر مراتب تصورات بيان شده مىگذراند تا آن‌كه به مرتبهء حس مىرسد و شنونده با گوشش آن را - اگر به صورت لفظ باشد - مىشنود و يا بديدگانش - اگر به صورت نوشتن و يا حركات اعضا و يا غير اينها باشد - مىبيند ، سپس انتقال به تصور ذهنى و پس از آن به نفسانى پيدا مىكند ، در اين حال