اين راز سخن من است كه در برخى موارد گفتهام « 1 » : اشيا را حكم بر خودشان است و آنها حاكم بر حكم كنندهاند كه بر آنها به آنچه كه حقايقشان اقتضا مىكند حكم كند ، و اين همان سرّ قدر بدون رمز است ، اين را نيك درياب .
148 / 3 گويم : از اين اصول و از آنچه كه در مفتاح الغيب خواهد آمد دانسته مىشود كه ايجاد عبارت است از ظهور تعيّن علمى - به سبب تعلق قدرت - به صورتى ظاهر براى نفس خود . يعنى رنگ پذيرى امر وجودى الهى به تعين علمى ارادى از جهت مراد « 2 » و به حسب آن - رنگى نورانى و ثابت - كه به سبب تعلق ( قدرت ) و جفت شدن ( تعيّن علمى ) حاصل شده است . پايان سخن حضرت شيخ قدس سره در مفتاح .
149 / 3 از اين اصول دانسته مىشود كه مؤثر حق متعال و تجلى ذاتى احدى او است و بس ، و تأثير او به ظهور در آوردن تعين علمى ذاتى پنهان در غيبش است به صورتى ظاهر در نفس خود ، ولى نه از آن جهت كه ( ذات ) او است ، چون وى از آن حيثيت بىنياز از جهانيان است ، بلكه از حيث نسبتهاى اسمايش و از جهتى كه خودش را ؛ و آنچه كه در نفسش است از عين علمش به ذاتش مىداند ، زيرا تأثير او به واسطهء قدرتى است كه تعلق دارد به آنچه ارادهء ذاتى آن را معين داشته ؛ كه خود ( اراده ) تابع است مر آنچه را كه در علم متعلق او كه به حسب تعين معلوم در نفس او كه مراد است - به حسب استعداد و لوازم استعداد معلوم - تعيّن پذيرفته است « 3 » . كيفيات و حقايق و مراتب اشياء را نيز مدخليتى در سئوالات استعدادى آنها در تعلق نسبتهاى اسمائى كه در ذات خودشان مطلقاند هست ، ولى به واسطه شرط و اعداد ( آماده سازى ) نه به واسطهء علّيت و امداد ( يارى كردن ) .
150 / 3 و همين طور متأثر ؛ وجود الهى است ؛ ولى نه از آن جهت كه ( ذات ) او است ؛ يعنى از نفس خويش هم متأثر نيست چه رسد كه از جانب غير خودش باشد ، بلكه ( متأثر بودن وجود الهى ) از جهت اقتضاى حكمتش در نسبت ظهورش ؛ كمال جلا و استجلاى او است در
هامش
( 1 ) - يعنى در همان كتاب نفحات . م
( 2 ) - يعنى موافق آن شئى كه مراد است ، پس ايجاد عبارت است از تعيّن وجود به صورتى كه آن تعين علمى مقصود اقتضاى آن را مىكند .
( 3 ) - يعنى علم تابع معلوم است و اراده تابع علم ، و قدرت تابع اراده است و تأثير و ايجاد تابع قدرت .