161 / 3 گوييم : نه به اين معنى كه آنها معدّ و زمينه سازند ، اين همانگونه كه گفته شد ممنوع و بازداشته شده است .
162 / 3 متكلمان گويند : آثار از فاعل مختار است .
163 / 3 گوييم : مسلم است ، ولى مختار ( اختياردار ) دانا و آگاهى است كه از علمش هم سنگ ذرهاى نه در زمين و نه در آسمان پنهان نمىماند و جز به حكمت ؛ فعلى انجام نمىدهد و از دودلى و انديشيدن به آخر كار منزّه و دور است و كارها به واسطهء سنت جارى است كه مقصود از آن وسايط و شرطها و امور زمينهساز است « 1 »
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
، يعنى : در روش الهى هيچ تغيير و تبديلى نخواهى يافت ( 62 - احزاب )
164 / 3 و حقيقت همان چيزى است كه گفته آمد و آن اين كه : مؤثر در تمام امور تجلى احدى جمعى است ، ولى در هر نوع و شخصى به اعتبار اسمى معين از اسماء الهى است كه تمام احكام و آثار آن ( نوع و شخص ) بدان ( اسم ) مستند است ، و اگر چه تعين اسم به حسب حقيقت ( تعيّن كونى و عين ثابت ) ؛ در علم ازلى الهى منسوب بدان ( اسم ) است ، و اگر كسى اين اسم را به صورت نوعى بنامد و اصطلاح كند ، در اين كار گفتگويى نيست .
165 / 3 گويم : بنابر اين سخن حنفيان در دو مسأله سزاوار قبول است :
166 / 3 نخست اين كه تمامى افعال و آثار بدون واسطه مستند به حق متعالاند ، چون آنها ( افعال و آثار ) همانگونه كه بيان شد به واسطه تجلى او از جهت اسمى كه اختصاص بدانها دارد ( مستند به حق متعال ) مىباشند ، و وسايط فقط زمينه سازاند ، و اين از جهت حقيقت وحدانى وجودى منافى با تكليف كه بنايش بر ظاهر و حكم كثرت امكانى است - چنان كه معتزليان مىپندارند - نمىباشد .
167 / 3 دوم اين كه قدرت بندگان اثر كننده است و به حسب ظاهر بيرون از قاعدهء اجراى سنت الهى نيست ، پس ناگزير از ترتّب احكام مظاهر و مراتب است بر آن ، بنابر اين آثار
هامش
( 1 ) - پس اختصاص بعضى از اجسام به صفات و آثار مخصوص ؛ در حصولش از فاعل حكيم و آفرينندهء عليم ناگزير از تخصيص دهندهاى است كه تا برترى بدون برترى دهنده لازم نيامده و حكمت ترتيب باطل نشود ، و تخصيص دهنده عبارت از شرطها و وسايل و زمينهسازها مانند صورت نوعيهاند كه مراد به سنتاند .