داده و دوم : باطل شدن حشر اجساد است ، و هر دو چه از جهت شرع و چه از نظر تحقيق ثابت شده است .
82 / 3 گويم : ما لزوم را نمىپذيريم ، زيرا معنى ثبوت دو امر بيان شده ( در تفريع بالا ) اتحاد ذات و مرتبه است ، و اختلاف حالات و نشآت منافى آن نمىباشد .
فصل چهارم در اين كه آنچه سبب در ظهور وجود كثرت و كثير - يعنى عدد و معدود - است
از آن جهت كه سبب در آن است به واسطهء ظهورى از ظهورات آن تعين نمىيابد و براى نگرندهء در منظور جزئى از جزئيات آن امتياز نمىيابد 83 / 3 توضيح آن مستلزم اصولى در حقايق دو نسبت ظهور و بطون است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير بيان داشته است :
84 / 3 اول اين كه : تمام موجودات تجليات اسماء الهى و مظاهر شئون اصلى و نسبتهاى علمى او هستند ، و صورت شئى چيزى است كه بدان ظاهر شده و تعين مىيابد .
85 / 3 دوم اين كه : هر شئىاى داراى ظاهرى است كه صورت و جهت شهادت آن است ؛ و باطنى كه روح و معنا و غيب آن است ، بنابر اين نسبت تمام صورتها به اسم « الظاهر » است و نسبت تمام حقايق و معانى به اسم « الباطن » .
86 / 3 سوم اين كه : هر موجودى از جهت معنا و روحانيتش - و يا هر دو با هم - بر صورتش تقدم و پيشى دارد ، يعنى تقدم و پيشى به واسطهء مرتبه و شرف ، و اگر چه صورت نيز داراى اوّل بودن از حيث علم « 1 » حال عروج - نه حال نزول - مىباشد ؛ و نيز از جهت اين كه ارواح جزئى انسانى پس از ايجاد مزاج و به حسب آن ( مزاج ) تعين مىيابند .
87 / 3 چهارم اين كه : عالم ؛ بين دو مرتبهء امر و خلق احاطه شده است ، و عالم خلق فرع
هامش
( 1 ) - زيرا علم به جزء مقدم بر علم به كل است و علم به ظاهر مقدم بر علم به باطن است و شرط در معرفت آن .