68 / 3 حكيم طوسى قدس سره گويد : محققان آنان هم عقيدهء ما هستند ، زيرا همگى قايل به استناد تمامى موجودات به اول ( تعالى ) هستند نه به وسايط ، و همگى قايلاند كه علم تام به علت مستلزم علم تام به تفاصيل معلولهاى آن علت است . و نيز روشن است كه درستى ازلى بودن تعلقات علم و ديگر صفات او بستگى به ظهور آنچه كه به حسب آن ( لحظهء ) مخصوص او ظاهر مىشود دارد .
69 / 3 حكيم طوسى قدس سره گويد : داناى به مكانها اگر مكانى نباشد ؛ داناى به اين امر است كه هر جا گيرى در چه جهتى از ديگرى قرار دارد و چگونه از آن به ديگرى اشاره مىشود و مسافت بين آن دو چه قدر است ؟ و هيچ نسبتى از اين نسبتها براى خود او حاصل نيست - چون غير مكانى است - همينطور داناى به زمانها - اگر خود زمانى نباشد - نسبت هر زمانى را مىداند كه با زمانى ديگر چه نسبتى دارد و چه مقدار زمان بين آن دو موجود است ، و هيچ نسبتى از آن دو به زمانى كه آن زمان در احاطهء داناى به زمان است حاصل نيست ؛ به اين معنى كه اين گذشته و ديگرى تا حال حاصل نشده ، بلكه تمام زمانىها همراه با نسبت و ترتيب آنها نزد او حاضر است . پايان سخن او .
70 / 3 اين مسائل با همهء اشتمالش بر علوم فراوان و اساس آن بر اين كه فيض جز از جانب حق متعال نيست از سخنان حضرت شيخ قدس سره در تفسير و مفصحه و يا هاديه برداشت شده است .
فصل سوم در اين كه شئى آنچه را كه به تمام وجه با خود مشابهت داشته باشد نتيجه نمىدهد
و گرنه وجود از هر جهت تكرر مىيافت و اين تحصيل حاصل بود و از حكيم اين كار محال است به واسطه خالى بودنش از فايده و نوعى بيهوده كارى بودن است و خداوند از اين برتر و والاتر است 71 / 3 تأييد و يارى اين سخن اين كه : اصل زمان كه همان اسم « الدهر » است حقيقتى نسبى است كه مانند ديگر نسبتهاى اسمائى معقول بوده و احكام آن ( اسم دهر ) در هر عالمى