تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
51 / 3 گويم : آن شرط علت است ، همان‌گونه كه در مسألهء برابر بودن خورشيد براى پديد آمدن نورش در زمين گفته آمد ، و اعتبار كردن چنين امورى در عقل اول - نه حق متعال - به سبب واحد بودن حق تعالى از هر جهت است ، يعنى تحقق آن جز از آن جهت كه خودش خودش است معتبر نيست ؛ و حضرت شيخ قدس سره در تفسير فاتحه و كتاب فكوك وحدت ذاتى را بدان تفسير نموده و اعتبار مبدأ بودن آن را از اين جهت منع كرده ، و به اين معنى عقل از هر جهتى واحد نيست ، پس با اين دليل تمام اعتراضات از بين مىرود و ثابت مىگردد كه هر گاه معلول تكثر يافت ؛ علت هم تكثر مىيابد و هر وقت كه معلول اتحاد پيدا كرد ؛ علت هم اتحاد پيدا مىكند - بر عكس نقيض - 52 / 3 سپس بدان كه اصل نزد ما مسلم است ولى در تعريف و تفريع آن آمده كه : واحدى كه از حق متعال صادر شده عبارت از عقل اول است ، و حضرت شيخ قدس سره در رسالهء مفصحه منع كرده و گفته : چرا جايز نباشد اين واحدى كه نخست از ذات حق متعال صادر شد همان وجود عام « 1 » - كه نزد محققان ثابت است - باشد ؛ يعنى فيض ذاتى كه از آن تعبير به تجلى سارى در حقايق ممكنات و امداد الهى - كه موجب قوام و برپايى عالم است - مىشود ، و اين همان وجود منبسط ورقّ منشور « 2 » و نور است كه نور ، نام حال آن است . 53 / 3 و به زودى بيان خواهيم داشت كه اين از باب ناميدن شئى است به اعم اوصاف و اول آنها « 3 » ، و اين كه نسبت آن به مرتبهء تعيّن اول و حضرت احديت جمع و وجود ، نسبت مادگى است به نرى « 4 » ، چون به ذات خود عين غيب هويت است « 5 » و بر آن اعتبارى جز جمعيتش مر حقايق را اضافه نشده است ، پس ( اين تعيّن اول ) منسوب به تمام حقايق گرديده ؛
هامش
( 1 ) - اثباتش در مقام پنجم از فصل اول جملى خواهد آمد . ( 2 ) - يعنى صفحه‌اى گسترده شده . ( 3 ) - يعنى هر يك از اين تعبيرات از تجلى سارى و وجود منبسط ورق منشور و امثال اينها از باب ناميدن شئى است باعم اوصاف ، و اول آنها يعنى اولين اوصاف از جهت ظهور . ( 4 ) - اشاره است به اين كه صدور وجود منبسط و ظهور آن از حضرت احديت جمع ؛ از جهت واحديت آن و ثبوت اعتبارات و حقايق در آن مىباشد ، نه از جهت احديت آن و رها بودنش از تمام اعتبارات ، زيرا تأثير موقوف بر مناسبت است و هيچ ارتباطى بين احديت ذاتى - از جهت تجردش از آنها - و بين شئى نمىباشد ، پس از اجتماع و توجه واقع بين اسماء ذاتى در مرتبهء حضرت احديت جمع و تعيّن اول و وجود عام بدان ، نسبت نرى به مادگى ظاهر و صادر شد . ( 5 ) - يعنى تعيّن اول .