47
چون نكشتى اژدهاى نفس را * هان مشو ايمن ز مكر اين دغا
در بيان آنكه به حكم اعدى عدوك نفسك التى بين جنبيك .
متابعت نفس اصل همهء بديهاست و به مقتضاى اوحى اللّه تعالى الى موسى فقال يا موسى ان اردت رضائى فخالف نفسك فانى لم اخلق خلقا ينازعنى غيرها . مخالفت نفس سر همه طاعتهاست . و معرفت حقيقى كه نتيجهء وصول و قرب است ، بىمخالفت نفس و هوى غير ممكن است و به موجب : رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر قيل و ما الجهاد الاكبر يا رسول اللّه قال جهاد النفس ، بر خلاف نفس عمل نمودن در طريقت واجب است . 178
چون ترا نفس تو شد اعدا عدو * بر حذر مىباش روز و شب از او
هر كه گردد او مطيع نفس بد * روى نيكى مىنبيند تا ابد
خود خلاف نفس در راه خدا * بهترين طاعت آمد مر تو را
بدترين دشمنت چون نفس تست * دوستى با وى مكن اى مرد سست
چون سر كفر جهان اى مرد دين * بردن فرمان نفس آمد يقين
برخلافش كن هرآنچه مىكنى * تا رهى از مكر آن ديو دنى
در خلاف نفس شو ثابت قدم * تا گذر يا بى به اسرار قدم
حكايت ( وحى آمد سوى موسى از خدا . . . )
وحى آمد سوى موسى از خدا * گر همى خواهى رضاى لطف ما
بر خلاف نفس ميكن هرچه هست * دشمن اين نفس سركش كن درست
من كه خلاق جهانم در جهان * هيچ مخلوقى نياوردم عيان
كو منازع در خداوندى شود * بر خلاف حضرت ما مىرود
غير نفس آدمى كو دايما * در نزاع ماست از حرص و هوى
گر رضاى حق همى خواهى دلا * پيشه خود كن خلاف نفس را
شد مطيع نفس بودن معصيت * كفر دان بىشبهه او را تقويت
اصل طاعات و عبادات سنى * شد خلاف نفس آن ديو دنى