تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
80

در بيان مراتب صحو و محو و فرق و جمع و صحو بعد المحو و فرق بعد الجمع و اشارت به مشاهدهء كاملان و توحيد حقيقى و تنبيه بر آنكه يك حقيقت كه به صورت كثرت تجلى نموده و عين همه گشته

محو و صحو و فرق و جمع و جمع جمع * چونكه دانستى شدى تو شمع جمع محو چه بود خويشتن كردن فنا * صحو چه بود يافتن از حق بقا از من و مايى به كلى شو فنا * گر همى خواهى كه يا بى آن بقا فرق چه بود عين غير انگاشتن * جمع غيرش را عدم پنداشتن از همه وجهى جهان را غير يار * هر كه مىبيند معطل مىشمار صاحب تعطيل اهل فرق‌دان * كو نديد از حق درين عالم نشان هر كه گويد نيست كلى هيچ غير * در يقين اوست مسجد عين دير صاحب جمع است و پيشش نيست فرق * جان او در بحر وحدت گشته غرق جمع جمع است اينكه خود گويد عيان * در مراياى همه فاش و نهان عين خواند هرچه آيد در نظر * باز غيرش خواند از وجه دگر صاحب اين مرتبه كامل بود * زانكه اين آن هر دو را شامل بود صحو بعد المحو و فرق بعد جمع * جمع جمع است بشنو ار دارى تو سمع جمع جمع آمد مقام عارفان * نيست زين اعلى كمال كاملان مشهد اهل كمال اين مشهدست * قيد هست و نيست چون بينى سدست چشم بينا هركه دارد در جهان * از پس هر ذره حق بيند عيان هر كه او در صورت هر خير و شر * دوست بيند او بود صاحبنظر زانكه هرچه در جهان دارد ظهور * هست او را بهره از ظلمات و نور هر چه دارد در جهان نقش وجود * دو جهت در وى توان پيدا نمود آن يكى صورت دگر معنى بود * هر چه گويى غير از اين دعوى بود از ره صورت نمايد غير دوست * چون نظر كردى به معنى جمله اوست زان يكى ما عندكم ينقد شنو * جز پى ما عنده باقى مرو 195 كوزه چون بشكست مىگويى سفال * چون سفالش خاك شد بنگر تو حال