66
بحر عفوت چونكه گردد موج زن * محو گرداند گناه مرد و زن
نا اميدى كفردان در راه دين * آيت لا تقنطوا بشنو يقين 189
آيت غفاريش آمد گناه * بيگنه ظاهر نشد لطف إله
شد غناى او ز فقر ما عيان * مظهر صانع يقين مصنوع دان
ما به هم محتاج و از هم ما گزير * آينه جود كريمان شد فقير
اشارت به حديث قدسى : لو لم تذنبوا الذهبت بكم و خلقت خلقا يذنبوا و يستغفرون فاغفر لهم ، تا احكام اسمائى ظهور يابد
در حديث قدس حق فرموده است * سر پنهان را عيان بنموده است
گفت لو لم تذنبوا يعنى شما * گر نمىكرديد اين جرم و خطا 190
من شما را بردمى سوى عدم * آفريدم خلق ديگر از كرم
تا كه ايشان مى بكردندى گناه * پس به استغفار گشتى عذرخواه
تا من ايشان را بيامرزيدمى * از رئوفى آن گنه بخشيدمى
تا كه غفارى من ظاهر شدى * زان گناهان غافرى پيدا بدى
كى شود ظاهر تجلى رحيم * گر گنه از ما نمىآمد مقيم
مقتضاى اسم تواب و غفور * هست جرم از ما چه مىافتى تو دور
آنچه مىدانم نمىگويم تمام * زانكه مىترسم كه لغزد پاى عام
بحر عرفان گرچه مىآيد به جوش * حاكم شرعم همى گويد خموش
گر بگيرد قاهر است و منتقم * مىكند از ما سرانجام مهم
ور همى بخشد رئوف است و رحيم * مىشود پيدا تجلى كريم
گر به جنت مىبرد غفاردان * ور به دوزخ مىبرد قهار خوان
هست عاصى را به رحمت افتقار * محرمان را لازم آمد انكسار