54
اشارت به سخن سيد الطايفه جنيد بغدادى كه : « المريد الصادق غنى عن علم العلما »
و بيان آنكه علم اوليا ا . . . « 1 » است نه كسى كما قال اللّه تعالى :
إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً
بين الحق و الباطل و كما قال النبى عليه الصلاة و السلام : من رغب فى الدنيا و طالت آماله فيها اعمى اللّه قلبه و على قدر ذلك و من زهد عن الدنيا و قصر امله فيها اعطاه اللّه علما به غير تعلم ؛ بيت :
دفتر صوفى سواد و حرف نيست * جز دل اسفيد همچون برف نيست
كه مولانا رومى در بيان [ همين ] معنى فرموده است 183
پير بغدادى جنيد رازدان * اينچنين فرمود هنگام نشان
گر مريدى در ارادت صادقست * بر كمال لطف ايزد واثقست
او غنى است از علوم عالمان * نيست او را احتياج اين و آن
هركسى كو را معلم حق بود * نيست باطل هرچه گويد حق بود
هست از تعليم استاد او غنى * عين نور است او چه حاجت روشنى
شد دلى صافى كتاب و دفترش * سرها پيدا نمايد در سرش
آيت إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ بازخوان * متقى شو تا ببينى هر نهان
گفت پيغمبر مدينه علم و دين * آن حبيب خاص رب العالمين 184
هر كه باشد طالب دنياى دون * در چه حرص و حسد شد سرنگون
هست در دنيا ورا طول امل * در پى دنياست با دام و حيل
كور و كر داند خداوند جهان * زين سبب چشم دلش شد قدردان
هر كه زاهد گشت از دنياى دون * دل برى كرد از همه مكر و فسون
كرد كوته از همه اميد خود * از ميان يار و دل برداشت سد
بىتعلم حق دهد او را علوم * علمهاى برتر از درك فهوم
اينچنين دل هركسى را چون دهند * تا نپندارى كه هركس زين دهند
سالها راه طريقت گر روى * ور ز درد عشق عمرى نغنوى
ور تو گردى سالها خلوتنشين * دايما با ذكر حق باشى قرين
هامش
( 1 ) - يك كلمه ناخواناست .