تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
هركه مطيع فرمان نفس دشمن باشد هرگز روى نجات وفلاح نه بيند زيرا كه نجات ثمرهء ايمان وفلاح نتيجهء اسلام است وحقيقت اسلام امتثال فرمان ( حق ) بود ومخالفت نفس از جملهء فرمان . در خبرست كه أوحى اللّه تعالى إلى موسى عليه السلام يا موسى ان أردت رضايى فخالف نفسك انى لم اخلق خلقا ينازعني غيرها يعنى حق جل وعلا وحى فرمود بموسى عليه السلام كه اى موسى اگر رضاء ما مىخواهى مخالفت نفس كن بدرستى كه ما در مخلوقات هيچ چيز نيافريديم كه آن منازع حضرت خداوندى ما باشد غير أو پس فرمان داشتن نفس سر همه كفرها بود وموافقت أو بزرگترين معصيتها ومخالفت أو أصل همه طاعتها ودر اخبار صحيحه آمده است از أمير المؤمنين على كرم اللّه وجهه كه لما رجعنا عن غزوة الخيبر قال رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم مرحبا بقوم قد قضوا الجهاد الأصغر وبقي ( عليهم ) الجهاد الأكبر قيل يا رسول اللّه وما الجهاد الأكبر قبل جهاد النفس « * » فرمود كه از غزاء خيبر بازگشتيم رسول عليه أفضل الصلاة فرمود خوش آمدند قومي كه غزاء خرد كرده‌اند وغزاء بزرگ مانده است گفتند اى رسول خداى كدامست غزاء بزرگ فرمود كه غزاء نفس آن دشمنى كه ميان دو پهلوى تست وهر لحظه با كمند شهوت وتيغ غضب حمله بر حصار دين تو مىآرد وأساس اسلام ترا زير وزبر مىگرداند وحصن نجات ترا ويران مىكند وراه آفات وهلاك ابدى بر تو مىگشايد اگر دفع سطوت اين دشمن غدار مىتوانى كرد وسر مراد اين أفعى ايمان خوار كوفته مىتوانى داشت گوى سعادت بردى ودر صف سابقان ميدان دين راه يا فتى وهركه از دولت اين جهاد محروم ماند گو ماتم دين خود بدار ودعوى مسلمانى بگذار وخباثت شرك را ايمان مخوان وتلبيسات نفس و
هامش
( * ) اين حديث در هيچ‌يك از دو نسخه‌اى كه مورد مراجعهء ما بود به شكل صحيحي نقل نشده وما آن را مطابق روايت مستدرك ضبط كرديم .