عمل صالح كنيم خطاب جبارى از حضرت قهارى در رسد كه
أَ وَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ
شما را در بازار دنيا سرمايهء عمر عزيز ( نداديم ) وأنبيا وأوليا را بشما ( نه فرستاديم ) تا راه سعادت ابدى را بشما نمايند واز گرفتارى عذاب سرمدي شما را بترسانند آن همه شنيديد وفراموش كرديد وخدمت نفس وهوا را كمر بستيد ومألوفات نفساني ومزخرفات دنياء فانى را قبلهء دل ساختيد وفرمان حضرت خداوندى ما را ونصيحت أنبيا پس پشت انداختيد ودر مزرعهء دنيا همه تخم شقاوت ابدى كاشتيد اكنون آنچه كاشتيد بدرويد وثمرهء آن عملهاى خبيث كه مىكرديد ألوان عذاب ابدى بچشيد وهيچ فرياد رسى وشفيعي اميد مداريد كه ذهب محل الاعمال وبقي أثقال الانكال وطلب الحال بعد الزوال محال :
اى بدنيا بىسر وپا آمده * باد در كف خاك پيما آمده
گرهمه عالم شوندت زير دست * مىنخواهى ( برد جز بادي ) بدست
نامرادى ومراد اين جهان * تا بجنبى بگذرد در يك زمان
چون جهان مىبگذرد بگذر تو نيز * ترك أو گير وبدو منگر تو نيز
ز انكه هرچيزى كه أو پاينده نيست * هركه دل بندد درو دل زنده نيست
[ علامت صدق طلب است ]
اى عزيز هرچيزى را علامتي است وعلامت صدق طلب ، تفقد معرفت قيمت خود است وقيمت هركس بقدر همت اوست وخلق درين معنى متفاوتاند همت زنان برنگ وبوى بود وهمت كودكان خورد وخوى وهمت أهل دنيا گفتوگوى وهمت راغبان آخرت جستوجوى وهمت طالبان راه رفت وروى وهمت سالكان شستوشوى . راغب آنست كه آخرت بترك دنيا جويد وطالب آنك هردو را طلاق گويد وسالك آنكه در راه قرب از رويهء مألوفات بقدم اعراض پويد وعارف آنك نقش هستى اغيار از لوح وجود شويد بدايت همت طالب آنست كه بهر چه در قيد ذل كن بود التفات ننمايد
و