هوا را اسلام مدان ونام پاك حق بر زبان پليد مران كه ناقد بصير است وحاكم خبير واللّه يعلم المفسد من المصلح .
مرد مىبايد تمام اين راه را * جان فشانى بايد اين درگاه را
كار آسان نيست با درگاه أو * خاك مىبايد شدن در راه أو
سألها ( بردند ) مردان انتظار * تا يكى را بار ( شد ) از صد هزار
[ دنيا بازار تجارت طالبان حق است ]
اى عزيز دنيا بازار تجارت طالبان حق است وسرمايهء اين تجارت عمر است پس قدر منزل دنيا مخلصان دانند وقيمت جوهر عمر عارفان شناسند كه بنور يقين دانستهاند كه هركه اينجا كسب سعادت نكرد آنجا محروم است وهر طالب كه اينجا خلعت كمال نپوشيد آنجا معدومست وهركه اينجا ديدهء دل بكحل عرفان روشن نكرد آنجا كورست
مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَأَضَلُّ سَبِيلًا
خلق گمان بردهاند كه سر دو راه در قيامت خواهد بود واين غلطيست كه از قصور نظر افتاده است بلكه مسافران عالم ابد چون از عرصهء مملكت أزل قدم در منزل دنيا نهند حاجبان قضا وقدر تا بحد بلوغ آن واردانرا بحكم عنايت معاف دارند وبوقت صبح بلوغ بسر دو راه رسند ودر حالت ورود اجل بمنزل نزول كنند ودر مجمع قيامت سر بضاعت اعمال بگشايند ولى چون راه سعادت مشكلتر است وعقبات محن وسختيهاء آن راه بيشتر كه حفت الجنة بالمكاره أزين جهت راغبان اين درگاه نادراند وسالكان اين راه كمتر وچون نزهت راه شقاوت نمايندهتر است وغوايل شهوات آن فريبندهتر كه حفت النار بالشهوات أكثر خلق راه شقاوت پيش گرفتهاند وخبر ندارند تا چون بوعدهگاه قيامت رسند وقبايح اعمال وفضايح أحوال خود مشاهده كنند وبهلاك خويش متيقن گردند خونابهء حسرت از ديدهها باريدن گيرند وفرياد بىفايده برآرند كه
رَبَّنا أَبْصَرْنا وَسَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً ( إِنَّا مُوقِنُونَ )
خداوندا ديديم ويقين كرديم كه چه مىبايد كرد اكنون ما را بدنيا بازگردان تا بعد أزين