كنى ترا معلوم شود كه بيشتر عباداتى كه عامهء خلق از سر رسم وعادات پيش گرفتهاند اگر آن جمله را در ميزان عدل نهند آن همه سبب گرفتارى ايشان خواهد بود الا ما شاء اللّه . وبجهت تحقيق اين معنى بود كه چون اين آيت نزول كرد
وَبَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ
يعنى ظاهر گشت ايشانرا از حضرت جبارى در مجمع فضاى محشر آنچه در گمان ايشان نبود از حضرت رسالت عليه أفضل الصلوات سؤال كردند از تفسير اين آية فرمود كه هي اعمال حسبوها حسنات فوجدوها في كفة السيئات يعنى عملهايى بود كه ايشان تصور مىكردند كه آن طاعت است چون روز قيامت نظر كنند آنچه ايشان طاعت مىپنداشتند در كفهء معصيت بينند .
اينجا بدانى كه طالب حق را از صحبت پيرى راه ديده ومنازل شريعت وطريقت بريده وذوق اسرار حقيقت چشيده ناگزيرست زيرا كه آداب خدمت پادشاهان جز مقربان پادشاه ندانند وبر دقايق اسرار راه قرب حضرت صمديت جز روندگان راه اطلاع نيابند وهركه طلب قرب سلاطين كند تا در حمايت يكى از مقربان پادشاه نرود بمراد نرسد همچنين هركه طلب رضا ومحبت حضرت صمديت كند تا دست نياز در دامن دولت راه برى از روندگان عالم وحدت نزند مقصود نيابد وازينجهت سيد أنبيا عليه أفضل الصلوات ميفرمود كه « اتخذوا الايادي عند الفقراء فان لهم دولة » يعنى دست همت طلب در دامن دولت درويشان زنيد كه بدرستى كه ايشانرا دولتي است . ولفظ ان بجهت مبالغه است يعنى دولتي وچه دولتي دولتي كه آنرا نهايت نيست وسلطنتى كه كوكبهء آن غايت پذير نيست وچون عنايت أزلي يار مقبولي گردد از طالبان راه سعادت آن فرخنده بختيار را بصحبت پيرى رساند كه ظاهر أو بآداب علوم شريعت آراسته بود ونفس بلجام ورع وتقوى پيراسته ديدهء عجب وريا بركنده وسنگ قناعت در دهان حرص افكنده ظاهر أو بر جادهء شريعت تأديب يافته وباطن أو در بوتهء طريقت صفاء تهذيب كسب كرده وسر أو در عالم حقيقت