تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
استحكام قواعد اسلام وايمان واقماع واقلاع بدع وضلال أهل زيغ وعدوان برذمت سلاطين وحكام ثابت است ورعايت حماء حدود شرع بر ايشان واجب اما چون درين روزگار زمام أمور مملكت وسلطنت كساني را مسلم گشته است كه از اسرار علوم دين هيچ بهره ندارند وهمگى همت ايشان بلهو وطرب مصروف شده وفسق وفجور مذهب خود ساخته وظلم وشرور آيين خود گردانيده وبا صحبت فاسقان وفاجران انس گرفته ودنياي مكدر مردار فانى را بهشت خود كرده وبندهء نفس وأسير هوا گشته وكمر شاگردى شيطان بر ميان جان بسته وفرمان خدا ورسول را پس پشت انداخته وأرباب مناصب قضا وتدريس وفتوى مناقشات خلافي ومجادلات كلامي را علم نام كرده ومزخرفات منطقي وهذيانات فلسفي را وسيلت شهرت وجاه ساخته واز حقايق علوم دين كه آن معرفت دقايق اسرار كتاب وسنت است اعراض كرده لاجرم اغواى گمراهان مبتدعه در جهان منتشر شد واغراء بىدينان زنادقة در عالم قوت گرفت وأنوار احكام وحدود اسلام منطفى شد وميامن مناهج شريعت محمدي روى در اندراس نهاد وأهل اللّه وأرباب قلوب از ننگ اين تردامنان مسلمان نام ووحشت اين درويش صورتان كافر كأم از نظر خلق متوارى گشتند وروى غيرت در ديوار عزلت آوردند وروزگار در ماتم اين مصيبت بسر بردند . واللّه المستعان .
آن دم كه ازو نور صفا زايد كو * وآنكس كه ازو رأى جفا نايد كو اسلام شده فسوس اين مشتى ديو * مردى كه ازو بوى وفا آيد كو

[ اخلاص وجهاد با نفس ]

اى عزيز صفاى أحوال مسلمانى از خبايث أوصاف انساني دور است ودعوى اسلام با افعال كريهه واخلاق رديه غرور است تا آينهء دل از ادناس أوصاف بشرى پاك نگردد أنوار ايمان واسلام با دل الفت نگيرد وهركه افعال واعمال أو مقرون با خلاص نيست أو را از امراض رذايل نفساني خلاص نبود و