نقاب غيرت از طلعت شهود جز در مقابل جمال محبوب نگشايد وفتوح اين دولت وقتي دست دهد كه طالب خط تبرا بحروف مرادات دركشد :
تا باديهء درد بپايان نبرى * از هيچ طرف راه بدرمان نبرى
تا برسر نام وكأم گامى نزنى * بوئى ز نسيم وصل جانان نبرى
هركرا اين سعادت روى نمود أبواب مواهب غيبى بروى گشود واز بيم واميد اقبال وادبار دنيا وآخرت آسود واگر كسى را اين سعادت دست ندهد بارى از بركات ايمان بحقيقت اين معنى بايد كه خود را محروم نگرداند ومحقق داند كه حضرت صمديت را عز شانه در روى زمين بندگاناند كه قواعد خطهء دين باقدام صدق ايشان معمور وسر آدم وآدميت بجمال أحوال ايشان مسرور است . سلاطين عرصهء ولايت وأساطين بارگاه عنايتاند كه هماء همت ايشان جز بر قلهء قاف قرب ننشيند وعنقاء دولت ايشان جز بر سدهء كبريا قرار نگيرد شاه بازان عالم وحدتاند كه إكسير همت ايشان مس بيگانگى مردودان باديهء جهالت را ارزير صفوت سازد پاك بازان جناب حضرتاند كه أنفاس همايون ايشان مخذولان تيه ضلالت وجفا را ببساط قبول ووفا آرد شوامخ جبال ، طاقت بار همت اين رجال ندارد بلكه سطوت يد همت مردان دين تحت عرش را در اهتراز آرد چنانك حضرت رسالت عليه أفضل الصلاة فرمود كه اهتز العرش بموت سعد بن معاذ :
جان فروشان بارگاه عدم * خرقه پوشان خانقاه قدم
ما عبدناك اجتهاد همه * ما عرفناك اعتقاد همه
چنگ در حضرت خداى زده * هرچه جز اوست پشت پاى زده
[ خواص نوع انسان دو طايفهاند ]
اى عزيز خواص نوع انسان دو طايفهاند طالبان كمال عقبى وعاشقان جمال مولى دست قوت طالبان جنان تيغ قهر بر سر كفار زند ويد همت عاشقان جناب رحمن زخم بر فرق نفس مكار اگر آن كفار قصد جان كنند اين مكار قصد