تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
ذره‌اى درد تو داروى دل هر با خبر * زيور ذكر تو زيب جان هر صاحب كمال در تمناى وصالت شد علايى جان فشان * تا چه خواهد برد آخر زين تمناى محال

26 [ اى راح روح پرور واى ريح روح نام - بوى حيات از نفست مىوزد مدام ] « * »

اى راح روح پرور واى ريح روح نام * بوى حيات از نفست مىوزد مدام هر صبحدم ز مجلس روحانيان قدس * مستسقيان عشق تو را شربت ومدام برخاك كوى دوست گذشتى مگر سحر * كز لطف جان فزاى همه راحتى وكأم گر در سرادقات جلالش رسى دمى * زين جان مستمند رسانى يكى پيام كين مفلس شكستهء مهجور آن جناب * برخاك راه حيرت وميگويدت سلام عمريست تا ز سدرهء قربت فتاده است * با ديو نفس در قفس طبع وبند كأم نى پاى سير ونه ره مقصود ، نى قرار * نى صبر ونى اميد مگر رأفت كرام درگاه جود را چه زيان كرده ميشود * كار دوكون اگر كنى از يك نظر تمام درياى فضل موج كرم مىزند هرآن * مركب علاييا ! مگر آنجا كنى لگام
هامش
( * ) آ : ص 407 مخمس هفدهم ، ت : برگ 444 غزل 11 ، ن : ص 12 غزل 17 .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 467 | محمد رياض