تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
عارفان وصف تو مغبوط اشراف ملك * مدبران درگهت سرگشتهء تيه ضلال شمه‌اى از فيض لطفت بوى برده نه فلك * گشته سرگردان بگرد آستانت ماه وسال آتش از لطفت گلستان گشته در پيش خليل * خورده نمرودى بقهر از نيم پيشه گوشمال بلبلانِ نغمهء تسبيح در بستان غيب * وحده‌گويان بزير گلبن باغ وصال طوطيان طارم علوي برآورده ز جان * نعره‌هاى ما عرفناك اى قديم ذو الجلال پرتوى از عكس رويت تافته بر آب وخاك * خاك از ان پوشيده چندين خلعت حسن وجمال خامهء صنعت چو بست اين نقش تمثال وجود * مهر شد برتختهء غيب اين مثال از بىمثال عاشقان درگهت از مفخر خاصان شدند * گمرهان آستانت گشته در دوزخ نهال واصلان بزم تو شاهان هردو عالمند * راندگان كوى تو مهجور از كوى وصال هركه برخاك درت ره يافت عزت يافت أو * كز بيان وصف أو فرسوده شد پرّ مقال پيش مجروحان هجرت نيش نوشى پرشفا * تشنگان وصل را هر آتشى چون صد زلال كشتگان تيغ عشقت زندگان جاودان * صيد شاهين غمت شاهان ملك بىزوال باده نوشان غمت داود ومعروف وجنيد * جانفروشان رهت عمار وسلمان وبلال
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 466 | محمد رياض