فصل چهارم تعليقات مختصر بر رسالهء « فتوتيه »
يك ( مربوط به ص 341 )
اين آية أشارت است به واقعهء بتشكنى حضرت إبراهيم وواقعهء مزبور به ينگونه در قرآن مجيد نقل شده است كه حضرت إبراهيم در ترويج آئين توحيد با موانع شديدي از ناحيهء اهالى مرز وبوم خود ( بابل ونواحي آن ) مواجه بود زيرا آنان بتپرست بودند وبا اعلاى كلمة اللّه مخالفت ميكردند يك روز كه اين مشركان براي برپا داشتن يكى از أعياد خود به بيرون شهر رفته بودند حضرت إبراهيم بعذر كسالت مزاج با ايشان نرفت ودر شهر ماند تا خدايان دروغين وبتهائى را كه مردم مىپرستيدند بشكند أو مدتها قبل تهديد كرده بود كه به خدا اگر شما بتپرستى را ترك نكنيد ، من براي نابود كردن بتهاى شما كيدي خواهم انديشيد . پس آن روز كه شهر را خلوت ديد تبرى برداشت وبه استثناى بت بزرگ تمام بتها را درهم شكست وتنها بت بزرگ را برجاى گذاشت . چون بت پرستان به شهر بازگشتند واين منظره را ديدند سخت خشمگين شدند وبا خود گفتند اين كار كه كرده است ؟ بعضي گفتند « جوانمردى بنام إبراهيم را شنيدهايم كه سخن از اينها مىگفت » پس إبراهيم جوانمرد را در برابر مردم آوردند ودر مورد اين ماجرا بپرسيدند . حضرت فرمود : اگر آن بت بزرگ كه سالم مانده ميتواند صحبت كند ماجرا را از أو سئوال كنيد ( اين سخن نوعي دعوت بود به تعقل وفهم كه اگر اين بت بزرگ نميتواند صحبت كند يا