هر دو عالم بستهء فتراك اوست « 1 » * عرش وكرسي قبله كرده خاك اوست
پيشواى اين جهان وآن جهان * مقتداى آشكارا ونهان
مهترين وبهترين أنبياء * رهنماى أصفياء وأولياء
سيدي « 2 » از هرچه گويم بيش بود * در همه چيز از همه در پيش بود
همچو شبنم آمدند از بحر جود * هر « 3 » دو عالم از طفيلش در وجود
هردو عالم از وجودش نام يافت * عرش نيز از نام أو آرام يافت
اى زمين وآسمان خاك درت * عرش وكرسي خوشهچين خرمنت
در زبانم جز ثناى تو مباد * نقد جانم جز وفاى تو مباد
ز أمت خويشم شمر ، كين يك سخن « 4 » * مىنمايم هرچه ميخواهى بكن
تا كه جان داريم ما ، تا زندهايم * بندگانت را بصد جان بندهايم
بر در تو كم بضاعت آمديم * بر اميد يك شفاعت آمديم
هست درياى شفاعت پيش تو * آمديم « 5 » با قحط طاعت پيش تو
تا ز درياى شفاعت يكدمى * بر لب خشكم چكانى شبنمى « الف »
صلوات اللّه وسلامه عليه وعلى جميع الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين « 6 » الطاهرين وصحبه المكرمين « 7 » والحمد للّه رب العالمين . ان ربى قريب مجيب « ب » والسلام على من اتبع الهدى . . .
هامش
( الف ) اشعار از منطق الطير ر - ك ، ص 15 - 17 به تصحيح دكتر گوهرين .
( ب ) آية 65 سوره هود .
( 1 ) - در چ ونسخ چاپى م ط رديف « أو » است نه « اوست » وشايد به تقليد از شعر نظامى باشد :احمد مرسل كه خرد خاك اوست * هردو جهان بستهء فتراك اوست( مخزن الاسرار ص 12 ) .
( 2 ) - م ط چ خواجة كز .
( 3 ) - أيضا خلق عالم .
( 4 ) - چ اين .
( 5 ) - أيضا آمدم .
( 6 و 7 ) - فقط در قدس وبا وچ .