اى همه تو ناگزير من تو باش * اوفتادم دستگير من تو باش « الف »
ماندهام در حبس وزندان پاى بست * در چنين حبسم « 1 » كه گيرد جز تو دست
گرچه بس آلوده در راه آمدم * عفو كن كز حبس وز چاه آمدم
باد در كف ، خاك درگاه توام * بنده وزندانى چاه « 2 » توام
روى آن دارم كه نفروشى مرا * خلعتى از فضل در پوشى مرا
زين همه آلودگى پاكم كنى « 3 » * در مسلمانى فراخاكم كنى « 3 »
يا رب آن دم ياريم ده يك نفس * كان دمم جز تو نباشد « 4 » هيچكس
در دم آخر خريداريم كن * يار « 5 » بىياران توئى ياريم كن
چون بخاك آرم ، من سرگشته روى * هيچ با رويم ميار از هيچ سوى « 6 »
اين است بعضي از خصال « 7 » اخى كه ذكر كرده شد چنانكه از مشائخ طريقت وأرباب فتوت مشاهده افتاده است ووجوب « 8 » اين جمله در طريقت فتوت بدلائل آيات واخبار ثابت شده است وذكر آن جمله اطنابى دارد وبدين قدر اختصار كرده شده است . الحمد للّه وحده
« وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى » .
« ب »
وذلك مما وصيت به الأخ في اللّه المحسن الموفق السعيد « 9 » « اخى » شيخ على حاجى ابن المرحوم طوطى العليشاهى الختلانى « ج » اصلح اللّه شأنه في الدارين وألبسته لباس الفتوة التي هي جزء الخرقة المباركة ، كما لبسته من يدشيخى وامامي وقدوتى وعمادى ومن عليه في طريقه « 10 » الفتوة اعتمادي ، امام المحدثين ، قدوة العارفين ، سلطان المحققين ، سر اللّه في الأرضين ، نجم الحق والملة والدين ، أبو الميامن محمد بن محمد الاذكانى ، متع اللّه المسلمين ببركات أنفاسه الشريفة وهو
هامش
( الف ) اشعار از منطق الطير .
( ب ) سورهء طه آية 47 .
( ج ) بنگريد به تعليقات در آخر اين رساله شمارهء نه .
( 1 ) - چ چاهم .
( 2 ) - أيضا بندهى . . . راه توام .
( 3 ) - در منطق الطير چاپى رديف « برى » .
( 4 ) - م ط چاپى نخواهد بود كس .
( 5 ) - أيضا يارى ياران توئى . . .
( 6 ) - أيضا سوى درست ولى در ساير نسخ بجز در چ روى .
( 7 ) - مم حال ؟
( 8 ) - چ چون .
( 9 ) - أيضا السيد .
( 10 ) - أيضا طريقي .