[ مقبولان ]
قسم دوم مقبولاناند واين قوم هم بردو قسماند : قسم أول ابرار قسم دوم مقربان واين طائفه عياران كوى طريقت وجانبازان ميدان حقيقتاند كه روح مقدس را از مركب حدوث پياده كردهاند وبساط سير زمان ومكان در نوشته وعيون وهم وخيال را ميل نا « 1 » يافته در كشيده وعقل مختصر را به مقراض تنزيه زبان فضول بريده ونفس رعنا را برسر كوى غيرت بر مراد برداشته ولشگر هوا را به صولت وبزور آتش عشق « 2 » شكسته وخاشاك اخلاق بشرى را از خانهء « 3 » طبيعت بجاروب نفى « 4 » روفته وبه معول نيستى سر ثعبان شهوت كوفته وبربساط قربت لوث نعلين دنيا وعقبى را طرح كرده واز ازدحام خلقيت « 5 » خود را بلجهء درياى نابود « 6 » انداخته واز شعور وجود موهوم فانى گشته وبىاثقال حدوث قدم در قدم زده « 7 » واز بحر بقاى احديت سر برآورده وبىزحمت وجود ، حق را بحق ديده واز مضيق عالم عبوديت بجناح ربوبيت در عالم هويت طيران كرده وخورشيد معرفت صفات از مطلع ذات بجان ايشان غروب كرده وأنوار صبح سعادت ابدى از مشرق روح مقدس ايشان طلوع كرده وگاه بربوي نسيم
« يُحِبُّهُمْ »
« الف » مركب شوق در ميدان محبت تاخته وگاه از پرتو أنوار آفتاب احديت در ميدان شهود گداخته اين طائفه زيور حسن صورت وجود وسر طلسم گنج موجوداند كه مدار وجود موجودات بر « 8 » وجود ايشان است وافاضهء نور وجود از خزانهء جود بر ذرات كائنات بواسطهء « 9 » وجود
هامش
( الف ) قطعهاى از آيهء 54 سورة المائدة ( در نسخهء چ اين لفظ را به جهنم تحريف كرده كه اشتباه فاحش است ) .
( 1 ) - در بيشتر نسخ نايافت .
( 2 ) - قدس بصولت بروت آتش عشق ؟ دخ بصورلت بزور آتش . . .
( 3 ) - دخ خاتمه ؟
( 4 ) - چ نفيسى ؟
( 5 ) - چ حلقيت ؟
( 6 ) - ايا وحدت .
( 7 ) - دخ ناقص است وأزين « قدم در قدم زده » تا « بلجهء درياى وحدت اندازد » را فاقد است .
( 8 ) - چاپى به .
( 9 ) - ايا ومق بوجود وجود .