آنكه منسوب به هاتفى بوده دسترسى داشته وديگرى آن را منسوب به عطار نيشابورى يافته است « 1 » با توجه به اينكه شيخ فريد الدين عطار أساسا صوفىاى پاكدل بوده ودر آثار منثور « 2 » ومنظوم خود « 3 » در پيرامون « فتوت وجوانمردى » مطالب زيادى آورده كه علاقهء وافر أو را نسبت بآن مسلك مىتوان دريافت ، ودر مقابل ، در زمان عبد اللّه هاتفى مذكور مسلك فتوت رواج كمترى داشته وأو نه از صوفيان يا فتيان بوده ونه چيزى در آثار خود در پيرامون اين مسلك نوشته است . « 4 »
على هذا ، انتساب اين فتوتنامه به عطار قرين صواب است .
اما سبك شعر اين « فتوتنامه » با سبك عطار نيشابورى مغايرت دارد وزبان آن جديدتر به نظر مىآيد وبنابراين گمان ميرود همانطور كه آقاى دكتر مينوچهر به بنده راهنمايى فرمودهاند اين « فتوتنامهء منظوم » از سرودههاى عطار ديگرى باشد كه دربارهء أو نفيسى مىنويسد : « . . . أو هم بزبان فارسي شعر مىگفته وشايد نيشابورى بوده باشد ودر هرحال دويست سال درست پس از
هامش
( 1 ) - نفيسى ظاهرا آن را از نسخهء خطى كتابخانهء حالت أفندي استانبول نقل كرده است - ديوان ، چاپ سوم ، ص 5 مقدمه .
( 2 ) - مثلا مطالب متعدد در تذكرة الأولياء .
( 3 ) - ر - ك منطق الطير تصحيح دكتر گوهرين ، ص 18 ، 148 . ديوان چاپ سوم ، ص 121 ، 300 ، 334 ، 438 ، 500 وجالب است كه در فتوتنامهء سلطاني اشعار زير به عطار نيشابورى منسوب شده اين اشعار داراى وزن همان فتوتنامهء منظوم است ولى در ديوان يا مثنوىهاى چاپى عطار موجود نيست :هركه از علم فتوت بهره يافت * رو سوى دين كرد واز دنيا بتافت
ديدهء دل از فتوت روشن است * روضهء جان از فتوت گلشن است
گر بود علم فتوت در سرت * هر زمان بخشد صفاى ديگرت( 4 ) - آثار أو عبارتست از خمسه ( ليلى ومجنون ، شيرين وخسرو ، هفت منظر ، تيمورنامه وشاهنامهء حضرت شاه إسماعيل ) وغزليات أو كه نسخهء عكسي 32 برگى آنها در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود است .