است همچنين ديگر تشكيلات دولتي از اهميت اين گروه كاسته است ( مثلا تشكيلات قشون وژاندارمرى ونظارت دقيق دولتها بر افعال گروههاى مختلف وغيره بكمك پليس ) شكى نيست كه عوامل مذكور در تضعيف بنيهء اخلاقى مسلمانان وبعضي از تشكيلات آنان تأثير داشته وفتوت هم از اين عوامل صدمه خورده است . ولى اين امر را تنها معلول تحولات اقتصادى واجتماعي نمىتوان دانست وعوامل متعدد ديگر نيز در اين مورد دخالت داشته است كه به بعضي از آنها قبلا أشارت كرديم .
فتيان تهرانى در قرن نوزدهم ميلادي
مدركى كه در مورد نزديكترين تشكيلات فتوت به روزگار ما ( يا باصطلاح جديدتر « داش مشدىها » ) به تفصيل گفتگو كرده كتابي از عبد اللّه مستوفى است به نام شرح زندگانى من . اين كتاب در حدود سى چهل سال پيش نگارش يافته است واز مندرجات آن معلوم ميگردد كه فعاليتهاى نيكوكارانهء اين داشها يا داش مشدىها در إيران تا أوائل قرن كنونى بصورت مرتبى ادامه داشته واخلاق وروش ايشان نيز قابل ستايش بوده است . مستوفى كه خود در سال 1255 ش متولد شده است دربارهء موقعيت اين گروه در دورهء ناصر الدين شاه قاجار برطبق مشاهدات خود مينويسد كه اين افراد بفضائل فتوت متصف بودند كسب حلال ميكردند . وخرج مجالس تعزيهء شهيدان كربلا را تحمل مينمودند وبراي برپا داشتن مجالس ديني سعى بسيار بخرج ميدادند وهمهء اين فعاليتها به داش مشدىهاى تهران مربوط است . اينك مطالبى از اين كتاب را نقل مىكنيم « . . . انصاف را اگر سعى وهمت وفداكارى بىرياى طبقهء داش مشدىهاى تهران با آن ( مجالس تعزيهدارى ) توأم نميشد هيچوقت منظرهء خارجي وعمومى اين عزادارى باين طول وتفصيل وشكوه نميرسيد تزئين طاقنماهاى تكيههاى محلات تماما بسعى وهمت اين مردمان ساده وبا ايمان صورت مىگرفت وبعضي از آنها كه كسب وكار وتوانائى داشتند مصارف طاقنماهاى تكيه را هم از كيسهء فتوت خود مىپرداختند . . . نان خوردن از دسترنج خود ، احترام نسبت به بزرگتر ، محبت ومهربانى با كوچكتر ، دستگيرى