رفته نزد صوفيه منفور وسپس منسوخ شدند . . . به سبب كثرت تردد وأقامت پسران جوان وبىبند وبارى رايج در بين « اخىها » ظاهرا بهمين جهات لوطى خوانده شدهاند ، لنگرها مركز فساد شد وبا ظهور صفويه ومزيد قدرت قزلباش وصوفيه ، تشكيلات جوانمردى از بين رفت وتا حدى فرقهء لوطى ومشدى جانشين آنها شدند » « 1 » پس از بسته شدن زوايا ولنگرهاى فتيان « پيروان فتوت وجوانمردى در گوشه وكنار إيران پراكنده باقي ماندند وچون مردان شان امردان وجوانان نابالغ را زيردست خود مىپروردند وايشان را بآئين خود خو ميدادند كلمهء لوطى والواط را دربارهء ايشان بكار بردند وچون اكثريتشان در شهر مشهد بودهاند بنام مشهدي ومشدى نيز معروف شدند وكلمهء أخ وأخوي وبرادر را كه سابقا جوانمردان دربارهء يكديگر بكار ميبردند به كلمهء داداش وداش تبديل كردند » « 2 » اينست چگونگى پيدايش لوطىها وداش مشدىها . اين داشها هم خود را جزء فتيان ميدانستند وبكارهاى بعقيدهء ايشان پست نمىپرداختند ( مثلا به حلاجى ودلاكى وكناسى وحمالى وغيره ) وازينرو خود را برتر از « فتيان اصنافى » مىدانستند . فتيان آذربايجان هم همين عقايد را داشتهاند اين فتيان را در آن ناحية قوچى مىناميدند « 3 » .
در شبه قارهء هند وپاكستان نيز كلمهء « دادا » بعنوان معادل داداش يا داش باقي مانده است .
از اين شواهد پيداست كه فتى وجوانمرد وعيار وشطار وداش مشدى ولوطى همگى أنواع جوانمردان مىباشند اما : ببين تفاوت ره از كجاست تا بكجا .
بعقيدهء پرفسور فراتنز تيشنر آلمانى « 4 » زوال نهايى فتوت اصنافى بعلت توسعهء اقتصاد مغرب زمين وورود أجناس ومصنوعات اروپائى به ممالك اسلامى است كه در قرن گذشته ( قرن سيزدهم هجرى - قرن نوزدهم ميلادي ) صورت پذيرفته
هامش
( 1 ) - ارزش ميراث صوفيه ، ص 210 - 212 .
( 2 ) - سرچشمهء تصوف در إيران ، ص 133 .
( 3 ) - أيضا ، ص 255 ولغتنامهء دهخدا شماره 79 ، ص 61 .
( 4 ) - مجلهء دانشكدهء أدبيات شمارهء 2 سال 4 ، ص 94 .