مىكردند . « 1 »
معايب وآلودگىهائى كه فتوت بدان دچار شد
مسلك جوانمردى با تشريفات خاصي كه بعضي از آنها مذكور گرديد دوشادوش تصوف وعرفان بوجود آمد وپيشرفت كرد وآغاز اين مسلك به اين صورت تقريبا مقارن بوده است با آغاز تصوف . ولى پيشرفت واقعي آن را در بين قرون پنجم تا نهم هجرى مىتوان مشاهده كرد . دورهء انحطاط آن هم مقارن است با دورهء انحطاط تصوف . والان هم ، چنانكه خواهيم ديد ، اگر تصوف به صورت زوال پذيرفتهاى باقي است ، آن مقدار فتوت وجوانمردى هم از بين نرفته است ودر إيران تشريفات مربوط به فتوت شايد از تصوف پايدارتر بوده وتا أواخر قرن گذشته با همان نحو آداب ورسوم كم وبيش باقي بوده است .
علل انحطاط وزوال فتوت همان است كه در مورد انحطاط تصوف مىدانيم .
مهمترين علل أولية همانا بىعملى وتظاهرات ريائى صاحبان اين مسلك مىباشد .
بد عملىها وضعفهاى نفساني نخست در چند گروه از متصوفه وفتيان آشكار گرديد .
وكمكم بديگران وخصوصا نوواردان سرايت كرد تا بصورت كارهاى ننگ آورى نمودار گشته وموجب بدنامى ورسوايى همگنان گرديد .
ظاهرا بدعملىها وبد رفتارى فتيان حتى پيش از قرن هشتم هجرى نيز وجود داشت ابن المعمار در قرن هفتم هجرى اينگونه اعمال بد را « بدعات فتيان » مىنامد . مير سيد على همداني هم در رسالهء فتوتيهء خود باين مطلب اشاره ميفرمايد : « جمعى از أرباب نفوس شخصي را برخود تقديم مىكنند ووى را اخى ميخوانند وبدواعى مرادات نفساني چند روز صحبتي با نفاق ميدارند وآخر بوحشت وعداوت مىانجامد » وچنانكه ذكر كرديم عياران وشطاران كشورهاى عربى ، در قرون دوم وسوم هجرى هم از بدعملىها منزه نبودهاند .
از سرايندگان معروف قرن هشتم شيخ ركن الدين اوحدى مراغهاى در مثنوى خود بنام جامجم تحت عنوان « در فتوت داران بدروغ » اين طبقه را سخت مورد انتقاد قرار ميدهد . ودرين انتقادها آن تعداد از عيوب فتيان را كه بعدها
هامش
( 1 ) - سرچشمهء تصوف در إيران ، ص 132 .