گروه نه حامل جنبهء صوفيانهء فتوت بودند ونه حامل جنبهء عيارانهء آن . بلكه در وسط قرار گرفته بودند واين مطلب را در فتوتنامهء قصاب وكفشدوز « 1 » وآشپز ( به زبان تركى ) ورسالهاى در مورد فتوت طباخان « 2 » وفتوتنامهاى به تركى « 3 » ونيز در فتوتنامهء سلطاني كه آميزهء آداب فتوت وتصوف وتشكيلات أصناف است مشاهده مىنماييم .
فتيان اصنافى در كارهاى سياسي هم دخالت ميكردند مثلا قبل از غلبهء سلطان مراد أول عثمانى ، اين فتيان شهر انقره را تحت كنترل خود گرفته بودند .
اخى اخيجق إيراني نيز از سال 758 تا 760 ه شهرهاى آذربايجان ( تبريز وغيره ) را در اختيار خود داشت وبعد از آن سلطان جلايرى ( شيخ أويس ) آن نواحي را با اعمال قدرت تمام به تصرف خود درآورد . « 4 »
شاه إسماعيل صفوى متخلص به خطائى ، مؤسس سلسلهء مقتدر صفويه ، در اشعار خود كه به زبان تركى آذربايجانى مىسرود ، اخيان را به عنوان مؤمنان وغازيان وابدالان ذكر مىكند وظاهر است كه در تشكيلات قشونى أو فتيان اصنافى زياد بودهاند واين فتيان پيشهور در جنگهاى شاه إسماعيل با عثمانىها داد شجاعت وايثار واقعي مىدادند وبه همين علت شاه إسماعيل صفوى براي رسيدن به پيروزى به اين گروه علاقهء مفرطى نشان داده است . با اينكه پدرش سلطان حيدر ( متوفى 898 ه ) با ايشان مخالف بود . همينطور شاه عباس أول صفوى در برابر اين گروه سختى وتشدد زيادى نشان داد كه علت آن نيز نفوذ فوق العادهء دراويش « حيدرى » بود كه پادشاه را به اين تشددها وأدار مىكردند واين درويشهاى حيدرى از گروه فتيان اصنافى ( موسوم به « قزلباش » ) خائف بودند وبراي ريشهكن كردن ايشان شاه عباس را به آن تشددها واداشتند . بعضي از قزلباشها هم كه از فتيان نبودند با فتيان مخالفت
هامش
( 1 ) - نسخهء شمارهء 3319 از مخطوطات مجلس .
( 2 ) - أيضا شمارهء 2352 .
( 3 ) - أيضا 2883 .
( 4 ) - مجلهء دانشكدهء أدبيات تهران شمارهء 2 سال 4 ، ص 93 .