بسلك جوانمردان درآمده وماجراى أو در تعزيهخوانىها وقصهخوانىهاى مذهبي عموما نقل مىشود .
سرگذشت اين قصاب در نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى هم مذكور است ، وجالب است كه در قرن نهم هجرى گورى منسوب به وى در حدود سرخس وجود داشته واكنون نيز قبرى در ميان راه تهران ورى به نام أو معروف است .
عباس اقبال نوشته است : رسم فتوت در ميان جميع طبقات پيشهوران وصنعتگران وأهل حرف پيرو داشته وبراي آنكه در هريك از پيشهها وصنايع موافق اخلاق وآداب فتوت عمل شود ، صاحبان حرف وصنايع مراقب اجراى يك رشته مراسم وقواعد بودهاند تا عزت وآبروى شغل خود را نبرند واز طريق فتوت ومروت پا فراتر نگذارند حتى سلاطين نيز سعى داشتند كه حرفهاى بياموزند ودر هنر وپيشهاى ماهر شوند چنانكه علاء الدين كيقباد سلجوقى ( 616 - 634 هجرى ) جانشين عز الدين كيكاوس « در عمارت وصناعت وسكاكى ونحاتى ونجارى ورسامى وسراجى مهارت وحذاقت بىنهايت يافته بود وقيمت جواهر نيكو كردى . . . » . « 1 »
بايد در نظر بگيريم كه عقايد در مورد وابستگى أصناف به تشكيلات فتوت ، در همه جا يكسان نبود چنانكه در فتوتنامهء منظوم ناصري وابستگى آنان را غير ممكن مىشمارد « 2 » ولى در فتوت ناصري كه الناصر لدين اللّه پايهگذارى كرد پيشهوران نيز مىتوانستند وارد شوند . با اين همه جاى شكى نيست كه زماني نسبت به « أصناف » ابراز نفرت مىشده است . « 3 »
جوانمردان اصنافى بعضي از آداب ورسوم فتوت را پذيرفته بودند ودر نظامات سلطنتى إيران وتركيه تعداد ايشان خيلى زياد بود ولى ظاهر است كه اين
هامش
( 1 ) - مجلهء شرق ( قبلا مشخصات آن ياد شد ) ، ص 348 .
( 2 ) - فرهنگ إيران زمين ، ج 10 سال 1341 ش ونيز سرچشمهء تصوف در إيران ، ص 139 .
( 3 ) - كتاب الفتوة ، ص 87 ، 97 ، 172 ، 173 .