- در فتوتنامهء چيت سازان ( رسايل جوانمردان ص 238 ) أستاذ عادوى لاهورى بعنوان أستاذ شيله رنگ كن ومير محمد هندوستانى به عنوان أستاذ چيت سازان ياد شدهاند ( أيضا ، ص 226 ) كه ما فعلا هيچيك از آن دو را نمىشناسيم .
- بطورى كه قبلا ذكر شد ، در ميان مناطقى كه خلفاى حضرت علي ( ع ) در فتوت ، مسئوليت تربيت وراهنمائى مردم آنجا را داشتهاند يكى را هم شبه قارهء هند شمردهاند .
با همهء اين قرائن وشواهد ، وبا اينكه از فعاليتهاى افراد نيكوكار وانسان دوست در شبه قاره نمونههاى زيادى مىتوان ارائه كرد ، باز هم بايد اعتراف نمود كه از تشكيلات ويژهء فتوت ( به آن صورت رسمي ) در اين منطقه هنوز آثاري در دست نداريم .
فتوت وأصناف مختلف مردم ( لوطىها وداش مشدىها )
ظاهرا از قرن هفتم هجرى اعضاى أصناف وپيشههاى زيادى بالعموم وارد تشكيلات فتوت شدند وهركدام خود را حامل جوانمردى وپيشهء خود را برتر از پيشههاى ديگر شمردند . علتش آن بود كه در أوائل تأسيس نظامات فتوت ، وابستگان بعضي از أصناف ( مثلا كارگزار دولتي ، قصاب ، جولاه ، دلال ، دلاك ، جراح وغيره ) را از عضويت در گروه فتيان محروم ميكردهاند ووقتي كه أصناف وپيشهوران اجازهء ورود به تشكيلات فتوت را دريافتند ، هريك از آنان براي نشان دادن مقام وشأن خود ، براي پيشهء خويش مرتبتي فراتر ووالاتر از ديگرى قائل شدند ودر اين رابطه ، هريك از أصناف اسنادى هم براي خود درست كرده بودند ، مثلا سلمانيها گفتند كه ما بر روش فتوت سلمان فارسي هستيم كه أو باصلاح موهاى مبارك حضرت رسول ( ص ) وحضرت علي ( ع ) مىپرداخته است ، قصابها پاى شخصيتى موهوم وافسانهاى را به نام « جوانمرد قصاب » به ميان آوردند - كه بزعم ايشان در عهد خلافت حضرت علي ( ع ) مىزيسته ، وبه توصيهء شاه مردان