كسى را دانند كه از يك پدر يا از يك مادر باشد واگر كسى ديگر را برادر خوانند از سر رسم يا تكلف بود اما در واقع أو را برادر اعتبار نكنند .
مرتبهء دوم خواص مؤمناناند وعلماى دين كه بقوت علم ونور ايمان از مرتبهء تقليد ورسوم ترقى كنند وبقدر حوصلهء هركس أحوال واسرار وحقائق دين از شواهد اختيار واز آثار كتاب وسنت استدلال كنند . پس بحكم « انما المؤمنون اخوة » همهء مؤمنان را برادر دانند .
مرتبهء سوم اصطلاحى وآن ميان أرباب قلوب وأهل تحقيق است كه اين طائفه اين اسم را اطلاق مىكنند بر أهل مقامي از مقامات سلوك كه عبارت از آن مقام فتوت است . « 1 »
اگرچه مير سيد على كلمهء « اخى » را عربى دانسته وظاهرا نيز چنين است وبه معنى « برادر من » مىباشد ولى محققان متعدد فكر مىكنند كه أصل اين كلمه اقى ومأخوذ از ريشهء تركى ( لهجهء اويغورى ) است ومعنى آن « فياض » و « سخى » و « جوانمرد » است كه بعدها كمكم تلفظ آن « اخى » شده وسپس به جاى اقى ، بيشتر « اخى » بكار رفته است ولى كارهاى « اخى » همان كارهاى « اقى » بوده است . اصطلاح « اخى » ( - جوانمرد وفتى ومظهر فتوت ) قبل از قرن هفتم هجرى بندرت ديده مىشود وشايد شيوعى نداشته است ولى نام چند تن از « اخىها » در دست است واز آن جمله يكى اخى فرج زنجانى ( م 457 ه ) كه در گزارشهاى زيادى به عنوان مرشد وپير نظامى گنجوى از أو ياد شده است .
ولى بظاهر نظامى مريد أو نبوده وفقط به شخص وتعليمات وى علاقهء فراوان داشته است . واينكه مريد أو تلقى شده از اشتباهات دولتشاه سمرقندى است ونظامى در حدود سال 530 ه ولادت يافته است واخى فرج مدتها پيش از آن فوت كرده بود . معذلك از اين گزارشها برمىآيد كه اخى فرج در شمال إيران آن روزى ( ودر أحوالي اناتولى ) زندگانى ميكرده واخيت را در آن سرزمين رواج داده است . از قرائن معلوم ميگردد كه اخيت در قسمت شمالي إيران شيوع ورواج داشته ولى در نتيجهء حملهء خانمانسوز مغول ، كه در أوائل سدهء هفتم هجرى
هامش
( 1 ) - بنگريد به متن فتوتيه كه بعدا خواهد آمد .