نويسندگان متعدد عقيدة دارند كه اين خليفه ميخواست به كمك فتوت ، بر تأثير ونفوذ خود بيفزايد ومانع سقوط خلافت عباسى گردد چرا كه وى بويژه از سلطان محمد خوارزم شاه خائف بود وميگويند همو چنگيز خان را براي حمله به قلمرو آن سلطان دعوت كرد كه البتة عوامل ديگر هم در كنار اين عامل وجود داشت ومجموع آنها موجب گرديد كه چنگيز خان به إيران هجوم آورد وآن سياهكارىها را مرتكب شود . الناصر از كم نفوذى خليفه ناخرسند بود وفتوت را افزار تجديد قوت ساخته وبدين نيت وارد ميدان فتيان گرديده بود والبتة بعضي اعمال نيكوكارانه نيز در اين رابطه انجام داد چنانكه ابتداء برسم أهل فتوت در بغداد مهمانخانه جهت افطار مردم ساخت وبراي حجاج نيز منازلى درست نموده كمي بعد آنها را وقف كرد « 1 » .
همچنين اقدامات وى در مبارزه با انحرافاتى كه به تشكيلات فتوت در روزگار وى راه يافته بود تا حدودي مؤثر افتاد براي اطلاع از انحرافات مزبور ، كافى است كه نگاهى بياندازيم به كتاب « نقد العلم والعلماء » تأليف أبو الفرج عبد الرحمن بن الجوزي ( م 597 ) وى مىنويسد :
« از جمله كساني كه گرفتار تلبيس إبليس شدهاند ، عياران هستند واين جماعت كه فتيان خوانده ميشوند ، مال مردم را مىگيرند وميگويند فتى كسى است كه مرتكب زنا ودروغ نشود ودر حفظ حرمت بكوشد وهتك ستر زنان نكند . با اينحال از تصرف أموال مردم خوددارى ندارند . بريان كردن جگر مردم را بواسطهء اين عمل بخاطر نميآورند وبا اين حال طريقهء خود را فتوت ميخوانند . بسا اتفاق مىافتد كه يكى از ايشان بحق فتوت قسم ياد مىكند واز اكل وشرب ميگذرد . لباس ايشان شلوارى است كه آن را بر هركس كه درين طريقه داخل شود ميپوشانند چنانكه صوفيه مريد را بمرقع ملبس ميكنند . غالبا ديده شده است كه بعضي از فتيان از دختر يا خواهر خود سخنى نادرست وناسزا شنيده وبا آنكه أكثر أوقات آن سخن ناشى از محركى بوده ، أو را بقتل آورده است ، وبعقيدهء ايشان اين عمل مطابق فتوت است .
هامش
( 1 ) - مجلهء شرق شمارهء 6 سال 1310 ش ، ص 351 بنقل از تاريخ الفخري .