امارهء أو تبديل يافته باشد بنفس لوامه ومتصف بصفات حميده باشد . . . »
اين رساله 8 برگ دارد وعلاوة بر شرح مطلع زير از غزل حافظ :
ساقى حديث سرو وگل ولاله ميرود * وين بحث با ثلاثهء غساله ميرود
مرادات ألفاظ عرفانى زير را در كلام حافظ در بر دارد : ترسابچه ، بت وشاهد ، دير وخرابات ، گبر وكافر ، مى ، زنار ، كليسه وكليسا وكنشت ، يار ومحبوب ودوست ، غمزه وبوسه ، لب ودهان ، قلاش وقلندر ، چشم وابرو مست وشهيد ، خمار وباده فروش ، محبوب ، مطلوب ، ماه صيام ، عيد ، بهار ، ميخانه ، شراب ، قدح ، وصال ، فراق ، معشوق ، عاشق ، گل ، بلبل ، شبخيز وسحرخوان ، طالب ، دوش ، آب ، صبا ، رقيب پير مغان ومغبچه - در اين معاني تكرار كار فرماست ودر هر مورد معنى تازه را بيان كرده است .
نمونهء ديگرى از مجالس ومرادات حافظ : « دوش ، عمر گذشته را نامند ووقت ماضي را نيز گويند واز آب مراد تجليات است كه عارفان وسالكان شب وروز بلكه هر لحاظ ولمحه طالب آنند واز صبا مراد آنكه ميان عاشق ومعشوق ميانچى است وخبر ميآورد ودر معنى مهتر جبريل عليه السلام را نامند كه پيغمبر صلى اللّه عليه وسلم وپيغامبران ديگر را فرود مىآيد ونيز بروايتى حق سبحانه وتعالى وجناب حضرت محمد را صلى اللّه عليه وسلم عاشق ومعشوق گويند وبدين سبب صبا را به پيك منسوب وقرار دارند كه بوى معشوق به عاشق برساند چنانكه بوى پيراهن مهتر يوسف عليه السلام بحضرت يعقوب رسانده است » .
شرح مطلع غزل مذكور ومطالبى دربارهى اسم ولقب حافظ ونيز دربارهء پدر ومرشدان أو وغيره ، بظاهر بقلم جامع ( محمد گلندام يا غيره ) است وفقط اصطلاحات ومرادات عرفانى حافظ را از گفتار مير سيد على همداني نقل كردهاند واين مرادات غير از اصطلاحات يا « مصطلحات صوفيه » تأليف على همداني است ( شمارهء 29 از آثار فارسي أو ) وساير مرادات با آن رساله اختلاف دارد وگويا على همداني اين رساله را جداگانه نوشته يا بمريدان خودش املا كرده است . از وجود نسخهء ديگر اين مرادات فعلا خبري نداريم ومحتملا نسخهاى منحصر به