تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
چون تو شهباز سر بدين مردار فرود آرد .
بازى كه همى دست ملك را شايد * منقار به مردار كجا آلايد ؟ بر دست ملك نشيند آزاد خود * در بند اشارتى كه أو فرمايد »
ميفرمايد كه آيهء . . .
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا
« 1 » دربارهء بلعم باعور « 2 » آمده است كه كافر شده بود همينطور اين مطلب عجيب را ميآورد كه بر آن ديوارى كه حضرت موسى وخضر عليهما السلام درست كرده بودند ( ودر قرآن مجيد بدان أشارت « 3 » رفته است ) هم نصائح وپندهائى در باب ترك دنيا كنده شده بود وهم كلمهء توحيد وكلمه شريفهء شهادت به رسالت حضرت خاتم النبيين ( لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه ) ونيز بيان مىكند كه حضرت رسول واسطهء محبت است ميان خالق تعالى ومخلوق واز اين آية شاهد ميآرد كه :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« 4 » نيز ميفرمايد كه اسلام با « ايمان » از لحاظ حقيقت مرادف است وآنكس كه ميخواهد ايمان خود را حفظ كند بايد از علائق دنيا منفصل گردد زيرا محبت دنيا ايمان را آنطور نابود ميكند كه آتش هيزم را . درين رساله اشعار متعددى نقل كرده كه مطلع غزل معروف شيخ سعدى هم در ميان آن‌ها قرار دارد :
مشتاقى وصبورى از حد گذشت يارا * گر تو شكيب دارى طاقت نماند ما را مائيم وجود خود برانداختگان * وآتش بوجود خود در انداختگان پيش رخ چون شمع تو شبهاى دراز * پروانه صفت وجود خود باختگان گر تاج ميدهى غرض ما قبول تست * ور تيغ ميزنى طلب ما رضاى تست عشاق تو از الست مست آمده‌اند * سرمست زبادهء الست آمده‌اند همه جمال تو بينم چون ديده باز كنم * همه شراب تو نوشم چو لب فراز كنم
هامش
( 1 ) - آيهء 175 ، الأعراف . ( 2 ) - در شرح تعرف هم‌شان نزول آية بدين‌گونه ذكر شده ونيز آمده است كه بلعم باعور مردى از بني إسرائيل بود ومعاصر حضرت موسى . حضرت موسى 4 را نفرين كرد ولى نفرين أو بخودش برگشت وزبانش از دهان بيرون آمد . ر - ك تصحيح تعرف ج 1 از دكتر بهين دارائى با راهنمائى أستاذ مرحوم بديع الزمان فروزانفر ، كتابخانهء دانشكدهء أدبيات تهران . ( 3 و 4 ) - آيهء 31 ، آل عمران .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 149 | محمد رياض