تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
سالك نيست بايد خود حركت وعمل را ادامه بدهد واز بركت رضاى خداوندى چشم داشت نيك داشته باشد وبهيچ وجه نوميد نگردد . ايمان به مشيت ورضا تقاضا ميكند كه سالك با ثابت قدمي وخلوص نيت تمام وظائف خود را انجام بدهد واز خداوند متعال پيوسته استمداد كند . كسانيكه تن به رضاى خداوندى ميدهند رضاى الهى روزى آنان ميگردد يعنى آنچه كه ميخواهند در واقع عملي ميگردد ولى براي اين كار بايد از تن وجان بگذرند زيرا :
سألها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن
سبك نگارش اين رساله ساده وروان ودلآويز است واكنون عبارات كوتاهى از آن را دربارهء لذت راه سلوك ملاحظه نمائيد : . . . « اى عزيز بدانكه صفت عسل شنيدن بگوش وذكر عسل كردن بزبان چيز ديگر است وچشيدن چاشنى عسل ديگر وتلذذ بادراك وحلاوت عسل ديگر . گفتن وشنيدن صفتان هركسى بهر وقت تواند باشد اما چشيدن موقوف به جهد وكوشش وقيام وشرائط أسباب تحصيلي است . همچنين فهم معاني إشارات مصطلح بمثابت شنيدن صفت عسل ميدان وملازمت شرائط سلوك باحتمال مكروه وبذل روح بمثابت أسباب تحصيل وظهور نتائج تأثيرات نسيم عنايت در باطن بمثابت چشيدن وانجذاب هستى سالك بمغناطيس جذبات آئينهء قلبي وسرى وروحي در أطوار عوالم علوي وسفلى ووصول وجد وشكر ومشاهدهء وأرادت غيبى بمثابت تلذذ بحلاوت عسل وهمچنانكه حال خورندهء عسل را با حال گويندهء بيحاصل هيچ نسبت نيست همچنين در ميان پويندگان راه اين درگاه وگويندگان اين حديث بىآگاه نه چندان دورى است كه در حد امكان بگنجد . . . » آغاز اين رساله ابياتى است وبيت أول اينست :
پى نبرى ذره‌اى آنچه طلب كنى * تا نشوى ذره‌وار در غم أو ناپديد
واينك شمه‌اى از اشعارى كه در وسط رساله قرار دارد :
نقش تو در خيال وخيال از تو بىنصيب * نام تو بر زبان وزبان از تو بىخبر