هاى خود أشك ندامت ريزد واز اعماق قلب رجوع إلى اللّه نمايد واز رحمت خداوندى چشم عفو داشته باشد وآنچه كه ازو توبه كرده است ، دوباره نسبت بآن علاقهء كوچكى هم نداشته باشد .
سيد ميفرمايد كه اگرچه هركس ميتواند ادعاى عمل توبه كرده باشد ولى حقيقتا أهل توبه سه گروهند : أول كساني كه صاحبان توبهء النصوح « 1 » اند واستقامت أحوال دارند دوم كساني كه از كبائر مجتنب هستند ولى نميتوانند از صغائر هم برحذر باشند . از اين گروه اميد بايد داشت كه وارد گروه أول گردند .
سوم اشخاصى كه مرتكب معاصي ميشوند ولى سپس بركردهء خود پشيمان ميگردند .
ايشان داراى نفوس « لوامه » « 2 » هستند وممكن است كه روزى از واقعهاى يا حادثهاى عبرت گرفته وبراه راست برگردند . اما گروه چهارم را نبايد أهل توبه ناميد زيرا در آن گروه كساني هستند كه تعادل فكر وعمل ندارند وفقط لفظ « توبه وتوبه » بر زبان ميآرند ولى در ترك معاصي واصلاح أحوال نميتوانند تصميمى بگيرند . اين طبقه گمراهاناند كه بدون توشهء اعمال خوب ، فكر ميكنند كه در عالم ديگرى مورد آمرزش وعفو خداوندى قرار خواهند گرفت وحال آنكه بر اعمال بد خود تأسف وندامت هم ندارند . برحمت خداوندى توجه دارند ولى از غضب وانتقامگيرى أو غافلند .
سيد درين رساله دربارهء تعداد كبائر معاصي بحث فقهى كوچكى هم دارد .
خلاصهاش اين است كه : عبد اللّه بن عباس « 3 » كبائر را هفتاد ودو وعبد اللّه بن عمر فقط چهار يا هفت ولى شيخ أبو طالب مكي « 4 » انها را هفده شمرده است وسيد هم بكلام شيخ تمايلى ظاهر كرده واين هفده كبيره را بصورت زير ذكر
هامش
( 1 ) - اشاره به ترتيب بآيهء 8 التحريم و 2 القيامة .
( 2 ) - يكى از صحابهء رسول واز راويان بزرگ أحاديث كه به شاگردى حضرت على هم معروف است . م 68 ه مجمل فصيحى ج 1 ، ص 164 .
( 3 ) - فرزند خليفهء دوم حضرت عمر بن خطاب ويكى از راويان بزرگ كه فقط در « صحيحين » 2630 حديث از أو روايت شده است م 73 ه .
( 4 ) - صاحب « قوت القلوب » م 386 ه كه « سعى تمام دارد تا مطابقت وموافقت طريقهء صوفيه را با سنت وشريعت اثبات واحراز نمايد » - ارزش ميراث صوفيه ، ص 162 .