گشتى گفتند : اى ابن رسول خدا اين چه حالت است ؟ گفت : هيچ ميدانيد كه در حضور كه ايستاده خواهم شد ؟ »
واينك اقتباسى از باب دهم اين كتاب در مذمت تكبر وأسباب كبر وعجب كه بحث جالبى دارد وحافظ كربلائى هم در جلد أول « روضات الجنان وجنات الجنان » آن را تماما نقل كرده است . أسباب تكبر در نظر سيد شش است :
نسبت شريفه وجمال وقوت ومال وجاه وعلم . ( اين قسمت از احياء علوم الدين جلد سوم اخذ شده است ) . در بطلان نسبت شريفه ميفرمايد :
« أول آنكه بداند كه منشاء آن حماقت است زيرا كه تعزز بكمال ديگرى جهل محض است ودر أمثال عرب گفتهاند :
لئن فخرت باباء ذوى شرف - لقد صدقت ولكن بئس ما ولدوا .
وآنكس كه به نسب آباء وأجداد تكبر ميكند اگر در ذات خود خسيس است ودر صفات ناقص ، شرف آباء وكمال أجداد أو را سود نكند وجبران خساست ونقصان أو نخواهد كرد وافعال وأقوال مرضيهء أهل كمال حركات وسكنات نامرضى أهل نقصان را چه سود دارد ؟ بلكه نسبت فرزند ناقص بآباء همچنان است كه كرمى خوار كه از بول ومردار آدمي با وقار متولد ميگردد وهيچ فرقى نيست ميان كرمى كه از بول آدمي متولد ميشود وكرمى كه از بول خرى يا گاوى ظاهر ميگردد چه هر دو در خست وبىمقدارى مساوىاند وشرف رتبه راست بحسب صفات كمالية نه صورت حسى كرم را . . . » .
در سبب تأليف اين كتاب ميفرمايد « . . . اما بعد فيقول العبد الجاني الموصوف بالتقصير والتوانى علي بن شهاب الهمداني عفى اللّه عنه بكرمه . . .
كه مدتي بود از ملوك وحكام أهل اسلام واما جد واشراف نوع انسان كه در استصلاح أمور دين اهتمام مينمودند . . . بسبب عقدهء محبت ورابطهء مودت كه باين ضعيف داشتند أزين فقير هر وقت التماس تذكرهء مفيد ميكردند . . . عوارض وحوادث ومصادف وصوادف مانع آن ميگشت تا درين وقت به موجب التماس
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: محمد رياض
ص١٠٣