تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ها چهرهء زيباى خود را از ديدهء عاشقان معرفت پوشيده است « 1 » . درين كتاب سيد در بعضي موارد به « گلستان » أشارت كرده وتركيبات كتاب شيخ شيراز را هم مورد تقليد قرار داده است . ( اگرچه بحث‌هاى متصوفانهء آن خواننده را بياد « كشف المحجوب » و « احياء علوم الدين » و « كيمياى سعادت » هم مىاندازد ) . بيت ذيل سعدى درين كتاب دوبار آمده است ( وأستاذ حكمت فقط بيك بار أشارت كرده‌اند ) :
ابر وباد ومه وخورشيد وفلك در كارند * تا تو نانى بكف آرى وبه غفلت نخورى
شيخ اجل در باب دوم گلستان حكايتى دارد دربارهء حكمت لقمان كه أو أدب را از جاهلان آموخته بود . مير سيد على همداني به نقل از حديث حضرت رسول اين حكايت را به حضرت عيسى منسوب كرده وتقريبا بهمان شيوه وأسلوب آن را ذكر نموده است : « در خبر است كه از عيسى پرسيدند أدب از كه آموختى ؟ گفت از بىادبان . گفتند چگونه گفت هرچه از جهال در نظرم ناپسنديده آمد از آن اجتناب كردم » « 2 » چنانكه ملاحظه ميگردد اين حكايت همانست كه در « گلستان » مذكور است . همچنين سعدى در بوستان ( باب چهارم ) حكايت پادشاه صالحي را برشتهء نظم در كشيده است . كه مربوط به پادشاه شام مىشود وبا اين ابيات شروع ميگردد :
ملك صالح از پادشاهان شام * برون آمدى صبحدم با غلام بگشتى در أطراف بازار وكوى * برسم عرب نيمه بربسته‌روى « 3 »
وآنچه را كه سعدى در اين حكايت به نظم بيان كرده مير سيد على همداني آن را به نثر نوشته است وتنها فرق اينست كه در نوشتهء أو آن پادشاه بجاى شام به عراق منسوب شده است . اين حكايت در « ذخيرة الملوك » با اين عبارت آغاز ميگردد :
هامش
( 1 ) - جاى خوشوقتى است كه يكى از دانشجويان كوشاى دانشگاه تهران ، سيد محمود انوارى بعنوان رسالهء دكترى خود به تصحيح اين كتاب پرداخته وبراساس آن در خردادماه 1350 ش دكتر شناخته شده است . ( 2 ) - يغما ( 1 ) ص 247 . ( 3 ) - بوستان سعدى . باب چهارم .
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى ) — صفحة 100 | محمد رياض