تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

از اعراب ، وقتى شب هنگام به دره‌اى وارد مىشدند ، مىگفتند : « از شرّ سفيهان اين سرزمين ، به بزرگ و رئيس آنها پناه مىبرم ! » « 1 » و عقيده داشتند كه با گفتن اين سخن ، بزرگ جنّيان ، آنها را از شر سفيهان حفظ مىكند ؛ مؤيد اين معنا سخن پروردگار در قرآن است : بگو : به من وحى شده است كه مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مىبردند و آنها بر سركشى و گمراهيشان مىافزودند . « 2 »

پيدايش شهر مكه

سابقهء شهر مكه به زمان حضرت ابراهيم برمىگردد كه به امر پروردگار ، همسرش هاجر و فرزند شيرخوارش اسماعيل را از شام آورد و در سرزمينى خشك و بىآب و علف جا داد « 3 » پس از پيدايش « آب زمزم » به ارادهء خداوند جهت استفادهء اين دو ، « 4 » قبيلهء « جُرْهُمْ » از قبايل جنوب ( كه بر اثر قحطى و خشكسالى ، به‌سمت شمال حركت كرده بودند ) در آن نقطه سكنى گزيدند . « 5 » اسماعيل كه به سن جوانى رسيد با دخترى جرهمى ازدواج كرد . « 6 » ابراهيم از طرف خداوند مأمور شد به كمك فرزندش اسماعيل ، كعبه را بنيان نهد . « 7 » با ساخته‌شدن كعبه ، شالودهء شهر مكّه ريخته شد و نسل اسماعيل به مرور زمان در مكه افزايش يافت .

بقاياى آيين ابراهيم ( حنيفيت )

عدنان ، جدّ اعلاى عرب عدنانى ( عرب مكه ) و جد بيستم حضرت محمد صلى الله عليه و آله از نسل اسماعيل
هامش
( 1 ) . اعوذ بعزيز هذا الوادى من شرّ سفهاء قومه . ( آلوسى ، پيشين ، ج 2 ، ص 232 . )
( 2 ) . « و انه كان رجال من الأنس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقاً . » ( جن ( 72 ) : 6 . )
( 3 ) . ابراهيم ( 14 ) : 37 .
( 4 ) . ابن‌هشام ، السيرةالنبوية ( قاهره : مطبعة مصطفى البابى الحلبى ، 1355 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 55 و 116 ؛ ازرقى ، تاريخ مكه ، تحقيق : رشدى الصالح ملحس ( قم : منشورات‌الرضى ، 1369 ) ، ج 1 ، ص 55 ؛ تاريخ يعقوبى ( نجف : المكتبة الحيدرية ، 1348 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 18 ؛ ابن‌رسته ، الأعلاق النفيسه ، ترجمهء حسين قره‌چانلو ( تهران : اميركبير ، 1365 ) ، ص 51 .
( 5 ) . ازرقى ، پيشين ، ص 57 ؛ مسعودى ، مروّج‌الذهب ( بيروت : دارالأندلس ، ط 1 ، 1965 م . ) ، ج 2 ، ص 20 .
( 6 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 19 و 193 ؛ ازرقى ، پيشين ، ص 57 .
( 7 ) . بقره ( 2 ) : 127 .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 79 | مهدى پيشوايى