كرد و من او را در آتش جهنّم ديدم . « 1 » ب ) وقتى كه فرزندان اسماعيل در مكه افزايش يافتند و ناگزير براى تأمين زندگى به شهرها و مناطق ديگر مىرفتند ، بر اساس علاقهاى كه به مكه و حرم داشتند ، هركدام سنگى از حرم را به احترام مكه ، همراه خود مىبرد و هرجا فرود مىآمد ، سنگ را در نقطهاى قرار داده ( همچون طواف گرد كعبه ) گرد آن طواف مىكرد . كمكم انگيزهء اصلى اين كار به فراموشى سپرده شد و هريك از اين سنگها به يك بت تبديل گرديد و هر سنگى را كه مىپسنديدند ، پرستش مىكردند . بدين ترتيب آيين سابق خويش را فراموش كرده ، دين ابراهيم و اسماعيل را دگرگون ساختند و به بتپرستى روى آوردند . « 2 » البته اين دو عامل ، نقطهء آغاز نفوذ بتپرستى در اين منطقه بوده است . طبعاً عواملى مانند : جهل ، حسّگرايى انسان ( كه مىخواهد حتى خدايش ملموس و محسوس باشد ) ، « 3 » اختلافها و رقابتهاى قبيلگى ( كه هر قبيله مىخواست بت جداگانهاى داشته باشد ) ، رياستطلبى رؤسا و شيوخ قبايل ( كه مىخواستند تودهء مردم همچنان در جهل و گمراهى بمانند تا بهتر فرمانبرى كنند ) و بالاخره تقليد كوركورانه از گذشتگان ، به گسترش دامنهء آن كمك كرد و به مرور ، اشكال مختلف بتپرستى و مراسم گوناگون نيايش ، نذر ، رايزنى و استمداد از بتها ، شاخ و برگ فراوان يافت « 4 » و تعداد بتها فزونى گرفت بهطورىكه در هر خانهاى بتى وجود داشت كه هنگام سفر ، به آن دست مىماليدند و تبرّك مىجستند « 5 » و
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 82
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٨٢
هامش
( 1 ) . ابنهشام ، پيشين ، ص 79 ؛ علىبن برهانالدين ، پيشين ، ص 17 ؛ ابنعبدالبر ، الأستيعاب ، ( در حاشيه الأصابه ) ج 1 ، ص 120 ، شرح حال اكثمبن جون خزاعى ؛ ابناثير ، اسدالغابة ( تهران : المكتبة الاسلامية ) ، ج 4 ، ص 390 ؛ شيخ محمدتقى التسترى ، الأوائل ، ط 1 ، ص 217 ؛ ابىالفدا اسماعيل بن كثير ، السيرةالنبوية ( قاهره : مطبعة عيسى البابى الحلبى ، 1384 ه . ق ) ، ج 1 ، ص 65 ؛ ازرقى ، پيشين ، ص 116 .
( 2 ) . آلوسى ، پيشين ، ج 2 ، ص 200 ؛ المستطرف ، ج 2 ، ص 88 ؛ ابىالفداء اسماعيلبنكثير ، السيرةالنبوية ، ج 1 ، ص 62 ؛ البداية والنهاية ( بيروت : مكتبةالمعارف ) ، ج 2 ، ص 188 ؛ ابنهشام ، پيشين ، ج 1 ، ص 79 ؛ طباطبايى ، الميزان ، ج 10 ، ص 286 .
( 3 ) . طباطبايى ، همان ، ج 1 ، ص 272 .
( 4 ) . انعام ( 6 ) : 136 ، 138 ، 139 ؛ مائده ( 5 ) : 3 ، 90 ، 103 ، هشام كلبى ، الأصنام ، ص 28 .
( 5 ) . كلبى ، پيشين ، ص 32 .