گروهى از قبيله طىّ نيز ستارهء « ثُريّا » را پرستش مىكردند . « 1 » موضوع پرستش افلاك و ستارگان چنان رايج بوده كه در ادبيات وافسانهها و خرافات عرب منعكس شده است . « 2 » اصولًا علاوه بر صابئين كه خورشيد و ماه را مىپرستيدند ، همهء بتپرستان ، اين دو موجود آسمانى را تقديس مىكردند . « 3 » قرآن مجيد از پرستش كرات آسمانى نهى ، و آن را نكوهش كرده و تأكيد مىكند كه اين موجودات محدود ، خود مخلوق آفريدگار جهان ، و مسخّر فرمان و ارادهء او هستند و در پيشگاه پروردگار ، ساجد و خاضعند . بنابراين بايد راهنماى بشر ( نه معبود او ) به سوى آفريدگار بزرگ عالم باشند ، چرا كه اينها نشانههاى قدرت و علم او هستند : و [ خداوند ] شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما مسخّر و رام ساخت و ستارگان نيز مسخّر [ فرمان شما ] شدهاند ، در آن ، نشانههايى است [ از عظمت خدا ] براى گروهى كه عقل خود را به كار مىگيرند . « 4 » و از نشانههاى [ قدرت ] او شب و روز و خورشيد و ماه است . نه براى خورشيد سجده كنيد و نه براى ماه ، براى خدا كه آفرينندهء آنهاست ، سجده كنيد اگر مىخواهيد او را بپرستيد . « 5 » و [ آيا از كتب پيامبران پيشين به او نرسيده است كه ] اوست پرودگار ستارهء شِعرى . « 6 » اين آيات گواه اين معناست كه در عصر بعثت پيامبر اسلام ، پرستش اين كرات رايج بوده است .
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 77
مساهمون: مهدى پيشوايى
ص٧٧
هامش
( 1 ) . آلوسى ، بلوغالأرب ، ج 2 ، ص 240 .
( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 215 ، 220 ، 230 ، 237 ، 239 ، 240 ؛ اسلام و عقائد و آراء بشرى ، ص 295 - 297 .
( 3 ) . طباطبايى ، پيشين ، ج 17 ، ص 393 .
( 4 ) . نحل ( 16 ) : 12 .
( 5 ) . فصلت ( 41 ) : 37 .
( 6 ) . نجم ( 53 ) : 49 .