تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

عرب دو عامل بوده است : الف ) شخصى به نام عَمْروبن لُحَىّ - رئيس قبيلهء خزاعه - كه در زمان خود در مكه قدرت و نفوذ بسيار داشت و متولى كعبه بود ، « 1 » سفرى به شام كرد و در آنجا گروهى از « عمالقه » « 2 » را ديد كه بت مىپرستيدند . وقتى كه از علت پرستش آنها پرسيد ، گفتند : « اينها براى ما باران نازل مىكنند و ما را يارى مىدهند . » او از آنان تقاضاى بتى كرد و آنها بت « هبل » را به وى دادند و او آن را به مكه آورد و در كعبه نصب كرد و مردم را به پرستش آن دعوت نمود . « 3 » علاوه بر اين ، دو بت « اساف » « 4 » و « نائله » را نيز كنار كعبه قرار داد و مردم را به پرستش آنها واداشت « 5 » و بدين ترتيب بت‌پرستى را پايه‌گذارى كرد . از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود : عمروبن لحى نخستين كسى بود كه دين اسماعيل را تغيير داد و بت‌پرستى را پايه گذارى

هامش
( 1 ) . ازرقى ، پيشين ، ج 1 ، ص 88 ، 100 ، 101 ؛ محمود آلوسى ، بلوغ‌الأرب فى معرفة احوال‌العرب ( قاهره : دارالكتب الحديثة ، ط 3 ) ، ج 2 ، ص 200 ؛ على بن برهان الدين الحلبى ، السيرة الحلبية ( بيروت : دار المعرفة ) ، ج 1 ، ص 16 .
( 2 ) . عمالقه گروهى از فرزندان نوح بوده‌اند كه به مناسبت جدشان عِملاق يا عِمليق ، به اين نام ناميده شده‌اند . ( ابن هشام ، السيرةالنبويه ، ج 1 ، ص 8 و 79 ؛ ابن كثير ، البداية والنهاية ، ج 2 ، ص 188 ؛ علىبن برهان‌الدين الحلبى ، السيرةالحلبية ، ج 1 ، ص 17 . )
( 3 ) . آلوسى ، پيشين ، ج 2 ، ص 201 ؛ شهرستانى ، پيشين ، ص 243 ؛ علىبن برهان‌الدين الحلبى ، پيشين ، ص 17 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 224 ؛ شهاب‌الدين الأبشهى ، المستطرف ( بيروت : دار احياء التراث العربى ) ، ج 2 ، ص 88 ؛ مسعودى ، مروج‌الذهب ( بيروت : دارالاندلس ، ط 1 ) ، ج 2 ، ص 29 ؛ هشام كلبى ، الاصنام ، ترجمهء سيد محمدرضا جلالى نايينى ، 1348 ) ، ص 6 ؛ محمدبن حبيب ، المنمق فى اخبار قريش ، تحقيق : خورشيد احمد فارق ( بيروت : عالم‌الكتب ، ط 1 ، 1405 ه . ق ) ، ص 328 . در بعضى از منابع آمده است كه او هبل را از عراق آورد ( ازرقى ، اخبار مكه ، ج 1 ، ص 117 ؛ ابن‌هشام ، السيرةالنبويه ، ج 1 ، ص 79 ؛ ابن‌كثير ، البداية والنهاية ، ج 2 ، ص 188 . ) اما طبق روايتى ، سنگ بت هبل از سنگ‌هاى « مأزمين » ( گذرگاهى بين عرفات و مشعر ) گرفته شده بود ، و از اين رو پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هنگام عبور از آن‌جا ، نسبت به آن ابراز نفرت مىكرد ( محمدبن حسن حرّ عاملى ، وسائل الشيعة ، بيروت : دار احياء التراث الاسلامى ، ج 10 ، كتاب الحج ، باب استحباب التكبير بين المأزمين ، ص 36 ، حديث 1 . )
( 4 ) . اساف ، هم با فتح حمزه و هم با كسر آن ضبط شده است ( ابن هشام ، پيشين ، ج 1 ، ص 84 ، پاورقى . )
( 5 ) . ازرقى ، پيشين ، ج 1 ، ص 88 ؛ شهرستانى ، پيشين ، ج 2 ، ص 243 و 347 .