تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

نيرومندترين پيوند اجتماعى است ، استوار ساخت و بدين ترتيب « ايمان مشترك » را جايگزين « خون مشترك » ساخت و همه مؤمنان را با هم برادر معرفى كرد . « 1 » بدين ترتيب زيربناى ساختار اجتماعى عرب دگرگون شد .

تعصب قبيلگى

تعصب به منزلهء روح قبيله است و نشانهء اين است كه فرد ، بىدريغ به افراد قبيلهء خود ، وابسته است . به‌طور كلى تعصب قبيلگى در صحرانشينان نظير وطن‌پرستى افراطى است . « 2 » آنچه را كه يك فرد متمدن در راه كشور ، دين يا نژاد خود مىكند ، عرب بدوى به خاطر قبيلهء خود انجام مىداد ؛ او در اين راه دست به هر كارى مىزد حتى جان خود را فدا مىكرد . « 3 » در ميان اعراب ، رفتار افراد قبايل ، با برادر و عموزاده و خويشان ، همراه با تعصب بود . عرب بدوى در هر حال از نزديكان خود حمايت مىكرد و خطاكار يا درستكار ، ستمكش يا ستمكار بودن او تفاوتى نداشت . در نظر عرب اگر كسى از حمايت و مساعدت برادر و عموزادهء خود كوتاهى مىكرد ، شرافت او لكه‌دار مىشد . در اين باب مىگفتند : « برادر خود را يارى كن چه ستمكش باشد چه ستمكار ! » شاعر عرب در اين‌باره گفته است : هنگامى كه برادرشان در گرفتاريها آنان را به كمك بطلبد ، بىهيچ پرسش و دليلى به كمك او مىشتابند . « 4 » بر اين اساس اگر به يكى از افراد قبيله اهانت مىشد ، به تمام قبيله اهانت شده بود و افراد قبيله موظف بودند براى رفع اهانت و زدودن لكهء ننگ تا آنجا كه نيرو دارند ، بكوشند . « 5 »

هامش
( 1 ) . « انَّما المُؤْمِنُونَ اخْوَةٌ . » ( حجرات ( 49 ) : 10 . )
( 2 ) . فيليپ حِتّى ، پيشين ، ص 38 .
( 3 ) . ويل دورانت ، پيشين ( عصر ايمان ) ، ج 4 ، ص 200 .
( 4 ) . لايسئلون اخاهم حين يندبهم فىالنائبات على ما قال برهاناً ( احمد امين ، پيشين ، ص 10 . )
( 5 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ترجمهء ابوالقاسم پاينده ( تهران : سازمان انتشارات جاويدان ، چ 5 ، 1362 ) ، ج 1 ، ص 37 - 38 ؛ عبدالمنعم ماجد ، پيشين ، ص 50 - 51 .