تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
از اجتماع خانواده ، چادر و خيمه ، و از اجتماع چادرها ، قبيله به وجود مىآمد و حتى تشكيل اتحاديه‌هاى بزرگ قبايل مانند يهوديان ، براساس همخونى و شجرهء واحد بوده است . اين عده ، چادرهاى خود را طورى نزديك به هم برپا مىكردند كه از اجتماع آنها قبيله‌هاى چند هزار نفرى ايجاد مىشد و آنگاه دسته‌جمعى به دنبال دامهاى خويش مهاجرت مىكردند . « 1 »

رياست قبيله

نماينده و رئيس قبيله « شيخ » ناميده مىشد . « 2 » شيخ معمولًا كهن‌سال‌ترين افراد قبيله بود و رياست قبيله درنتيجهء بزرگى شخصيت ، تجربه و پختگى يا ابراز شجاعت در دفاع از قبيله و گاهى در اثر ثروت زياد به دست مىآمد « 3 » و در انتخاب شيخ ، صفات ممتازى مانند سخا ، شجاعت ، صبر ، حلم ، تواضع و بيان رعايت مىشد . « 4 » رئيس قبيله در مسايل قضائى ، جنگى و ديگر كارهاى عمومى ، داراى قدرت استبدادى نبود ، بلكه در هركارى با انجمن قبيله كه از بزرگان قوم و سران خاندانها تشكيل مىشد ، مشاوره مىكرد . هم اينان بودند كه شيخ را انتخاب مىكردند و تا زمانى كه گروه منتخبان از او خشنود بودند ، در مقام خويش باقى مىماند . « 5 » اما در هرحال به حكم سنت قبيله ، همهء افراد قبيله از رئيس قبيله اطاعت مىكردند . پس از مرگ رئيس قبيله ، معمولًا پسر بزرگ او و گاه فرد كهن‌سال ديگرى كه ويژگيهاى او را داشت و يا داراى لياقت و شخصيت خاصى بود ، به اين سِمت انتخاب مىشد . آيين اسلام با نظام قبيلگى مبارزه كرد و آن را از بين برد و به نژاد و نسب كه اساس اين نظام بود ، بهايى نداد و جامعهء نوبنياد اسلامى را براساس « وحدت عقيده » و « ايمان » كه

هامش
( 1 ) . كارل بروكلمان ، تاريخ دول و ملل اسلامى ، ص 5 - 6 .
( 2 ) . به نام رئيس ، امير ، سيد نيز خوانده مىشده است . ( عبدالمنعم ، التاريخ السياسى للدولة العربية ، ص 49 . )
( 3 ) . همان .
( 4 ) . آلوسى ، بلوغ‌الارب ، تصحيح محمد بهجةالأثرى ( قاهره : دارالكتب الحديثة ، ط 3 ) ، ج 2 ، ص 187 .
( 5 ) . فيليپ حِتّى ، تاريخ عرب ، ص 39 .