دردسر براى او چيزى نداشت ، چشمپوشيده بازگشت . « 1 » يكى از دانشمندان مىگويد : جزيرهء عرب نمونهء كامل روابط ناگسستنى ميان انسان و زمين است . اگر در داخلهء كشورهايى چون هند و يونان و ايتاليا و انگليس و ايالات متحده از توالى اقوام عرصهجو كه يكى ديگرى را به عقب مىرانده يا تحت فرمان خود مىآورده ، مهاجرتهايى بوده ، در تاريخ عربستان هيچ جهانگير جنگآزمايى كه حدود ريگستان را شكافته و اقامتگاه دائمى در آنجا به پا كرده باشد ، نشانى نمىيابيم . مردم عربستان در طول همهء قرونى كه تاريخ آن ثبت شده ، بىتغيير ماندهاند . « 2 »
صحرانشينان
از آنجا كه بخش عمدهء منطقهء شمالى جزيرةالعرب ( حجاز ) را صحرا تشكيل مىدهد ، بيشتر قبائل عرب در روزگار پيش از ظهور اسلام ، باديهنشين و صحراگرد بودند . بدويان به حكم طبيعت محروم و محيط زندگى خود ، تنها از رهگذر دامدارى ، آن هم به شكل محدود و روش كهن ، زندگى مىكردند .
آنان در خيمههايى از موى بز و پشم شتر به سر مىبردند ؛ به هرجا كه آبى و گياهى يافت مىشد ، روى مىآوردند و با تمامشدن آنها ناگزير به اميد آب و گياه به سرزمينى ديگر رهسپار مىشدند . عرب بدوى به علت كمى سبزه و چراگاه ، غير از رمههاى كوچك و تعدادى شتر نمىتوانستند دام و احشام ديگرى داشته باشند . چنان كه گفتهاند : « در صحرا قدرت سهگانهء بدوى ، شتر و نخل ، فرمانروايى مىكند . » اگر قدرت ريگزار را نيز بر آن بيفزاييم از چهار بازيگر بزرگ كه نقش اساسى زندگى صحرا را به عهده دارند ، نام بردهايم . كمى آب ، گرماى زياد ، سختى راهها و نايابى غذا كه همگى در اوقات عادى ، دشمنان بزرگ انسانند ، به هنگام خطر ، همدستان او مىشوند . بنابراين وقتى بدانيم عرب و صحراى وى ، هيچوقت به سلطهء بيگانه سر فرود نياورده است ، تعجب نخواهيم كرد . استمرار ، يكنواختى و خشكى صحرا در تكوين جسم و عقل بدويان تجلى يافته بود . عرب بدوى زراعت و ديگر حرفهها و صنعتها را
هامش
( 1 ) . گوستاولوبون ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 1 ، ص 88 .
( 2 ) . فيليپ حِتّى ، تاريخ عرب ، ص 14 .