تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
بازگشت آنها به جاهليت محتمل بود . اين ملاحظات نيز ضرورت تداوم رهبرى اسلامى را ايجاد مىكرد تا كار فرهنگى رسول خدا ادامه يابد و با تبيين و توضيح آموزه‌هاى اسلام و كار تبليغى و فرهنگى ، رشد معنوى و هدايت آنان تكميل شود . 3 . گرچه با مرگ عبدالله‌بن‌ابّى ، رهبر منافقان در سال نهم هجرى ، اين گروه خاين و خطرناك تشكّل و انسجام قبلى را نداشت ، اما درهرحال افراد اين گروه در مدينه و اطراف آن حضور داشتند . اينان همواره در كمين بودند كه در فرصت مناسب به اسلام و مسلمان ضربت وارد كنند . علاوه بر منافقان كه دشمنان داخلى حساب مىشدند ، دو خطر خارجى نيز كه عبارت بودند از امپراتورى ايران و روم ، حكومت نوپاى اسلامى را تهديد مىكردند كه همهء شواهد و قراين ، خصومت و موضع منفى آنها را در برابر اسلام و مسلمانان تأييد مىكرد . اين مثلث خطرناك چيزى نبود كه نگرانى پيامبر اسلام را برنيانگيزد ، و آن حضرت تدابيرى براى خنثىكردن توطئه‌هاى آنها نينديشد . اين مسأله نيز حساسيت موقعيت را نشان مىداد و ضرورت وحدت مسلمانان زير پرچم رهبرى نيرومند را ايجاب مىكرد . 4 . چنان‌كه گذشت پيش از ظهور اسلام ، زندگى اجتماعى مردم جزيرةالعرب ، براساس نظام قبيلگى استوار بود ، نظام قبيلگى نيز بر پايهء پيوند نژادى و خويشاوندى بناشده‌بود . عوارض اجتماعى چنين نظامى از قبيل تعصبهاى كور قبيلگى ، تفاخرهاى قبيلگى ، انتقام‌جوييها و جنگهاى قبيلگى ، موجبات گرفتارى آنها را فراهم ساخته بود . پيامبر اسلام با زحمات و مجاهدات بسيار ، در پرتو تعاليم وحدت‌بخش اسلام و با تكيه بر « كلمه توحيد » و « توحيد كلمه » ، اين نظام را در هم شكست و « ايمان مشترك » را جايگزين « خون مشترك » و « نژاد مشترك » ساخت و توانست عوارض نظام قبيلگى را تا حد بسيار زيادى از بين ببرد و اين ، از ره‌آوردهاى بسيار مهم اسلام ، قرآن و رسالت پيامبر بود . اما به شهادت تاريخ ، رسوبات فرهنگى اين نظام جاهلى ( به حكم ريشه‌دارى آن ) هنوز در ذهن افرادى ، باقى بود ، و گاهى كه باد حادثه‌اى خاكسترهاى روى آتش را كنار مىزد ، تفكر قبيلگى خود را نشان مىداد ، ولى پيامبر اسلام با دقت و هوشيارى بسيار ، جلوى آن را مىگرفت و اجازه نمىداد تبديل به يك بحران شود . اين معنا حكايت از حساسيت موقعيت
تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 330 | مهدى پيشوايى