الهى را تكذيب كردند و وعدهء [ عذاب ] من دربارهء آنان تحقق يافت . « 1 »
تأثير افول تمدن جنوب در وضع عربستان
انحطاط دولتهاى جنوب ، افول تمدن اين بخش از عربستان و ويرانى سدّ مأرب ، منشأ دگرگونىهايى در اين منطقه گرديد ؛ زيرا جنوب شبه جزيرهء عربستان ، رونق و رفاه زندگى را از دست داد و مزارع زير سدّ در اثر بىآبى از بين رفت و گروهى از اقوام ساكن منطقهء مأرِب ناگزير پراكنده شدند . در اثر اين پراكندگىها شاخهء تنوخ از قبيلهء يمنى ازْدْ به حيره ( عراق ) هجرت و در آنجا دولت « لخميان » را تأسيس كردند . شاخهء « آلجَفْنه » به شام رفته در منطقهاى كه شرق اردن ناميده مىشود ، حكومتى تأسيس كردند و به سلسلهء « غسّانيان » معروف شدند . « 2 » قبيلهء اوس و خزرج به يثرب ( مدينه ) ، خُزاعه به مكّه و اطراف آن ، قبيلهء بَجيله و خَثعم و چند گروه ديگر به منطقهء « سروات » رفته در آن منطقه ماندگار شدند « 3 » و هر كدام منشأ حوادث و رويدادهايى گشتند .
وضع شمال جزيرةالعرب ( حجاز )
حجاز منطقهاى خشك و فاقد باران منظم ، و ( جز در مناطق كوهستانى و باريكههاى ساحلى ) داراى هواى گرم و سوزان است . اين وضع ، تأثير مهمى در وضعيت زندگى ساكنين آن داشته است ؛ زيرا اعراب اين منطقه بر خلاف جنوبيان ، به علت كمى گياهان و چراگاه ، نمىتوانستند دام و احشام ديگرى غير از رمههاى كوچك و شتر كه حيوان بسيار قانعى است ، داشته باشند .
آنان خوراك و پوشاك خود را عمدتاً از شتر تهيه مىكردند و چون اين نوع گلهدارى از طريق بيابانگردى و مهاجرت در نواحى وسيع ، امكانپذير است ، ايجاد دستگاه و سازمان سياسى
هامش
( 1 ) . ق ( 50 ) : 12 - 14 .
( 2 ) . حمزهء اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 99 و 119 و نيز ر . ك : حسن ابراهيم حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ص 44 ؛ ابوريحان بيرونى ، الآثار الباقية ، ص 181 و 183 .
( 3 ) . كارل بروكلمان ، تاريخ ملل و دول اسلامى ، ترجمهء هادى جزايرى ( تهران : بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1346 ) ، ص 5 .