تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩

نيازمند تعمير بود ، بازسازى كنند . و سرانجام با شكست سدّ سيل ويرانگرى آبادىها و مزارع زير سد را نابود ساخت و اطراف آن دچار بىآبى گرديد و كشاورزى از بين رفت و مردم آن نواحى ناچار به فكر مهاجرت افتادند . « 1 » قرآن كريم در دو سوره از قوم سبأ نام برده است : يكى به مناسبت ذكر ملكهء سبأ و نامه حضرت سليمان به او : چندان طول نكشيد ( كه هُدهُد آمد ) و گفت : من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو برآن آگاهى نيافتى ، من از سرزمين سَبَأْ يك خبر قطعى براى تو آورده‌ام . من زنى را ديدم كه بر آنان حكومت مىكند و همه چيز در اختيار دارد [ و به خصوص ] تخت بزرگى دارد . « 2 » و ديگرى به مناسبت شكستن سدّ مأرِب و جارىشدن سيل ويرانگر به دنبال فساد و انحطاط آن قوم : براى قوم سبأ در محل سكونتشان نشانه‌اى [ از قدرت الهى ] بود ، دوباغ [ بزرگ و گسترده ] از راست و چپ [ مسكن‌هايشان قرار داشت ، با ميوه‌هاى فراوان . به آنان گفتيم : ] از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را به جا آوريد ، شهرى است پاك و پاكيزه و پروردگارى آمرزنده . اما آنان [ از خدا ] روى گرداندند ، و ما سيل ويرانگر را برآنان فرستاديم و دو باغ [ پربركت ] شان را به دو باغ [ بىارزش ] با ميوه‌هاى تلخ ، و درختان شوره‌گز ، واندكى سدر مبدل ساختيم اين [ كيفر ] را به سزاى كفرشان به آنان داديم و آيا جز كفران كننده را كيفر مىدهيم ؟ ! و ميان آنان و سرزمينهايى كه بركت داده بوديم ، آباديهاى آشكارى قرار داديم ، و سفر در ميان آنها را به طور متناسب [ با فاصلهء نزديك ] مقرر داشتيم [ و به آنان گفتيم ] شبها و روزها در اين آباديها با ايمنى [ كامل ] سفر كنيد ، ولى [ اين ناسپاس مردم ] گفتند : پروردگارا ! ميان شهرها و آباديهاى ما دورى بيفكن ، آنان بر خويشتن ستم كردند و ما

هامش
( 1 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ترجمهء ابوالقاسم پاينده ( تهران : سازمان انتشارات جاويدان ، چ 5 ، 1362 ) ، ج 1 ، ص 32 .
( 2 ) . نمل ( 27 ) : 22 - 23 .