تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

عمومى به زيان آنان تمام مىشد ؛ زيرا قريش كه كليددار كعبه بودند ، همواره مشوّق حجاج بودند ، از آنان پذيرايى مىكردند ، و اين را از افتخارهاى خود مىشمردند ، اينك اگر مانع ورود مسلمانان به مكه مىشدند ، موجب نفرت مردم از آنان مىشد و همه مىدانستند انگيزهء اين كار جز لجاجت با مسلمانان نيست . « 1 » پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در ماه ذيقعده همراه هزار و هشتصد نفر « 2 » روانهء مكه شد . در اين سفر به دستور پيامبر ، مسلمانان جز يك شمشير ( كه در آن زمان هر مسافرى همراه داشت ) سلاحى حمل نكردند و نيز شتران قربانى را از مدينه همراه بردند تا قريش بدانند كه آنان قصد جنگ ندارند . قريش از حركت پيامبر اسلام آگاه شدند و تصميم گرفتند از ورود آنان به مكه جلوگيرى كنند و به دنبال آن با نيروى نظامى از مكه بيرون آمدند . پيامبر ناگزير در سرزمين « حُديبيّه » متوقّف شد . قريش چندين بار پيك نزد پيامبر فرستاده از هدف او جويا شدند و هر بار حضرت فرمود : « ما قصد جنگ نداريم و به قصد عمره آمده‌ايم . » با اين حال قريش همچنان به شدت از ورود آنان به مكه جلوگيرى كردند و كار به بن‌بست رسيد .

پيمان رضوان

سرانجام پيامبر ، عثمان‌بن‌عفّان را نزد آنان فرستاد تا هدف او را براى قريش تشريح كند . بازگشت عثمان به طول كشيد و شايع شد كه او راكشته‌اند . « 3 » در اين هنگام پيامبر ياران خود

هامش
( 1 ) . چنان كه وقتى قريش از ورود مسلمانان به مكه جلوگيرى كردند ، يكى از بزرگان مكه به نام حُلَيْس بن علقمه تهديد كرد كه اگر قريش به اين كار ادامه دهند ، او قبيلهء خود را براى جنگ با قريش بسيج خواهد كرد . ( ابن‌هشام ، السيرةالنبوية ، ج 3 ، ص 326 ؛ طبرى ، تاريخ‌الأمم والملوك ، ج 3 ، ص 75 ؛ محمدبن‌سعد ، الطبقات‌الكبرى ، ج 2 ، ص 96 ؛ حلبى ، السيرةالحلبية ، ج 2 ، ص 696 . )
( 2 ) . كلينى ، الروضة من‌الكافى ( تهران : دارالكتب الإسلامية ، 1362 ) ، ص 322 . تعداد همسفران پيامبر راهفتصد ، هزار و سيصد ، هزار و چهار صد و بيست و پنج ، هزار و ششصد و هزار و هفتصد نفر نيز نوشته‌اند . ( السيرةالحلبيّة ، ج 2 ، ص 689 ؛ المغازى ، ج 2 ، ص 614 ؛ الطبقات‌الكبرى ، ج 2 ، ص 95 ، 98 ؛ تاريخ الأمم والملوك ، ج 3 ، ص 72 ؛ السيرةالنبوية ، ابن‌هشام ، ج 3 ، ص 332 ؛ مجمع البيان ، ج 9 ، ص 110 . )
( 3 ) . المغازى ، ج 2 ، ص 602 .